2-2) مبانی نظری پژوهش15
2-2-1)مهارتهای مدیریتی وتئوری های مربوطه15
2-2-1-1)تئوری رابرت کتز16
2-2-1-2)تئوری هنری میتنزبرگ 16
2-2-1-3)تئوری هلدیگل واسکولوم17
2-2-2)ساختارسرمایه17
2-2-2-1)تئوری ساختارسرمایه 18
2-2-2-1-1)نظریه درآمد خالص19
2-2-2-1-2)نظریه درآمد خالص عملیاتی19
2-2-2-1-3)نظریه سنتی19
2-2-2-1-4)دیدگاه مودیلیانی ومیلر20
2-2-2-1-5)تئوری ترجیحی20
2-2-2-1-6)تئوری توازی ایستا(مصالحه)20
2-2-3)اهرم21
2-2-4)بازده حقوق صاحبان سهام 22
2-2-4-1)معایب بازده حقوق صاحبان سهام23
2-3)پیشینه پژوهش24
2-3-1).پژوهش های داخلی24
2-3-2).پژوهش های خارجی29
2-4)خلاصه فصل31
خلاصه ای از پژوهش های داخلی32
خلاصه ای از پژوهش های خارجی36
فصل سوم :روش پژوهش38
3-1).مقدمه39
3-2).سوالات وفرضیات پژوهش40
3-2-1).سوالات پژوهش40
3-2-2).فرضیات پژوهش40
3-3).روش پژوهش41
3-4).جامعه آماری41
3-5)روش نمونه گیری42
3-6).حجم نمونه آماری43
جدول(3-1):روش انتخاب نمونه43
3-7).روش جمع آوری اطلاعات وداده ها43
3-8).دوره ی زمانی پژوهش44
3-9).متغیرهای پژوهش ونحوه محاسبه ی آنها44
جدول(3-2).لیست متغیرهای مورد بررسی45
3-9-1).متغیر وابسته (بازده حقوق صاحبان سهام)46
3-9-2).متغیرهای مستقل46
3-9-2-1).توانایی مدیریت46
3-9-2-2).سطح تحصیلات47
3-9-2-3).نسبت کل بدهی به کل دارایی47
3-9-2-4).نسبت بدهی بلندمدت به کل دارایی48

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-9-3).متغیرهای کنترلی48
3-9-3-1).اندازه شرکت48
3-9-3-2)نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام 49
3-10).روش تجزیه وتحلیل داده ها49

3-10-1).تحلیل توصیفی داده ها50
3-10-2).مدل های مورد استفاده جهت آزمون فرضیه ها51
3-10-2-1).مدل نهایی پژوهش جهت آزمون فرضیه اصلی اول51
3-10-2-2).مدل نهایی پژوهش جهت آزمون فرضیه اصلی دوم52
3-11).روشهای آماری مورد استفاده54
3-11-1).فروض کلاسیک مدل رگرسیون خطی55
3-11-2).نرمال بودن57
3-11-3).ناهمسانی واریانس57
3-11-4).خودهمبستگی58
3-11-5).هم خطی59
3-11-6).آزمون مانایی60
3-11-7).آزمون معنی داربودن اثرات فردی Fلیمر61
3-11-8).آزمون هاسمن61
3-11-9).آزمون t62
3-11-10).ضریب تعیین62
3-11-11).آزمونFرگرسیون63
3-11-12).برآوردضرایب رگرسیون64
3-11-12-1).روش حداقل مربعات معمولی64
3-11-12-2).روش حداقل مربعات تعمیم یافته65
3-12).خلاصه فصل65
فصل چهارم :تجزیه وتحلیل داده ها66
4-1).مقدمه67
4-2) آزمون آماری جهت تحلیل رگرسیون چندمتغیره67
جدول(4-1):آزمون آماری جهت تعیین رگرسیون چندمتغیره68
4-3).تجزیه وتحلیل مدل های نهایی وآزمون فرضیه های پژوهش68
4-3-1).آمارتوصیفی مدل های نهایی68
جدول(4-2):آمارتوصیفی مدل های پژوهشی70
4-3-2).آزمون نرمال بودن متغیر وابسته70
4-3-3).آزمون مانایی متغیرهای مدل71
جدول(4-3):نتایج آزمون ریشه واحدمتغیرهای مدل72
4-3-4).آزمون همخطی73
جدول(4-4):ضرایب همبستگی پیرسون متغیرهای مدل پژوهش73
4-3-5).برآورد مدل تجزیه وتحلیل آزمون74
4-3-5-1).آزمون Fلیمر74
جدول(4-5):نتایج آزمون Fلیمرفرضیه پژوهش75
4-3-5-2).آزمون هاسمن75
جدول(4-6):نتایج آزمون هاسمن فرضیه پژوهش76
4-3-5-3).نتایج آزمون فرضیه اول76
نتایج آزمون فرضیه فرعی 1-176
جدول(4-7):نتایج برآوردفرضیه فرعی 1-177
نتایج آزمون فرضیه فرعی1-278
جدول(4-8):نتایج آزمون فرضیه فرعی 1-279
4-3-5-3).نتایج آزمون فرضیه دوم79
نتایج مربوط به آزمون فرضیه فرعی 2-180
جدول(4-9)نتایج برآورد فرضیه فرعی 2-180
نتایج مربوط به آزمون فرضیه فرعی 2-281
جدول(4-10)نتایج برآورد فرضیه فرعی 2-282
4-3-5-4).آزمون صفربودن میانگین جمله خطا82
جدول (4-11):نتایج آزمون صفر بودن میانگین پسماند83
4-3-5-5).آزمون همسان بودن واریانس خطا83
جدول (4-12):نتایج آزمون همسان بودن واریانس پسماند84
4-3-5-6).آزمون نرمال بودن جملات خطا84
نگاره(1):نمودارتوزیع نرمال جملات پسماند85
4-4).خلاصه فصل86
فصل پنجم:نتیجه گیری87
5-1).مقدمه88
5-2).خلاصه تحقیق88
5-3).فرضیات ونتایج بررسی مدل ها88
جدول(5-1)خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها92
5-4)نتیجه گیری ازیافته های تحقیق92
5-5)محدودیت های تحقیق93
5-6).پیشنهادات تحقیق94
5-6-1)پیشنهادات بر مبنای یافته های تحقیق94
5-6-2)پیشنهادات برای پژوهش های آتی94
5-7).خلاصه فصل94
منابع95
ضمائم 98
چکیده لاتین121
چکیده:
هدف اصلی پژوهش حاضر، این است که تاثیرمهارتهای مدیریتی واهرم مالی بر بازده حقوق صاحبان سهام رابررسی کند.به همین منظور ، رابطه ی سطح تحصیلات وتوانایی مدیر(شاخص مهارتهای مدیرتی)،ونسبت بدهی کل به دارایی کل ونسبت بدهی بلندمدت به دارایی کل(شاخص اهرم مالی) ، بابازده حقوق صاحبان سهام ،مربوط به 100شرکت پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران که ازروش نمونه گیری حذفی سیستماتیک انتخاب گردید؛ درطی سالهای 88الی 92موردبررسی قرارگرفت.دراین راستا دوفرضیه اصلی وچهارفرضیه فرعی تدوین گردیدوبا استفاده ازمدل رگرسیون خطی ومدل داده های ترکیبی مورد آزمون قرار گرفت.نتایج حاصل از آزمون فرضیات این تحقیق بیان می کندکه هردونوع متغیر سطح تحصیلات مدیر و توانایی مدیر با بازده حقوق صاحبان سهام ،ارتباط مستقیم ومعنی داری دارند.همچنین هردونوع متغیر نسبت بدهی کل به دارایی کل ونسبت بدهی بلند مدت به دارایی کل ،با بازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معکوس ومعنی داری دارند.
واژگان کلیدی:
مهارتهای مدیریتی،اهرم مالی،بازده حقوق صاحبان سهام.
فصل اول:
کلیات پژوهش
1-1.مقدمه
اگر یک نگاه کلی به دنیای امروز بیفکنیم به راحتی متوجه می شویم که ،کشورهای توسعه یافته ازسیستم مدیریتی متخصص وباتجربه استفاده می نمایند.همین عامل موجب پیشرفت آنها شده است وبالعکس، درکشورهایی که به دومقوله ی تخصص وتجربه کمتر توجه شده است، به همان نسبت دچار عقب ماندگی گردیده اند.مطالعات زیادی که تاکنون درزمینه سازمان ومدیریت انجام پذیرفته ،این موضوع را روشن می سازد که مدیریت نقش مهمی درسازمانها دارد وبه عبارتی بعنوان یک حرفه مستلزم مهارتهای خاصی درزمینه های مختلف است.
دوبرین،توان مدیریتی رادرنحوه به کارگیری منابع سازمانی برای تحقق اهداف سازمانی واستفاده بهینه از آن، ازطریق کارکرد برنامه ریزی،سازماندهی وکنترل می داند(دوبرین1،1994).
مهارتهای مدیریتی ازجمله مسائلی است که ،ازابتدای شکل گیری مدیریت به معنای امروزی آن مورد توجه صاحبنظران ومحققان بوده است.( کتز2;1375).
اهرم، می تواند عایدات سهامداران را به صورت چشمگیری تغییردهد.بنابراین نحوه تامین مالی ومیزان اتکای شرکت بربدهی ها جهت تامین دارائی ها ،می تواند برسود وبازده ی حقوق صاحبان سهام تاثیرگذار باشد.
گسترش دامنه فعالیت واحدهای تجاری ،نیازهای مالی جدیدی را به وجود می آورد که ازمنابع بیرونی ودرونی امکان تآمین دارد.منابع مالی درونی شامل سود انباشته واندوخته هااست.منابع بیرونی شامل بدهی های بهره دار وحقوق صاحبان سهام است.استفاده از منابع بیرونی ازنظر هزینه سرمایه ومیزان بهره یا سودتقسیمی آن،دارای منافع ومخاطراتی است وبه تبع آن ،بر روی بازده وقیمت سهام وسودحسابداری تاثیردارد.
استفاده ازبدهی بلندمدت جهت تامین مالی از یک سوتعهدات مالی برای شرکت ایجاد کرده واتکاء بیش ازحد به آن به افزایش اهرم مالی به تبع آن به افزایش احتمال ورشکستگی وعدم پرداخت اصل وبهره وام منجر می شود.مخصوصا درمورد شرکت هایی که از نظر موقعیت مالی در وضعیت مطلوبی به سر نمی برند،استفاده بیش ازحد از بدهی بلند مدت ،میزان تعهدات شرکت را سنگین کرده وباعث افزایش ریسک مالی وورشکستگی سهامداران می شود.ازاین رو، تقاضا برای سهام شرکت دربورس کاهش می یابد،که این امر خود باعث کاهش قیمت سهام ودرنتیجه کاهش بازده حقوق صاحبان سهام می شود و دربرخی کشورها هرقدر نسبت وام بیشتر شود،ریسک بالاتر خواهد رفت وبه تبع آن ،نرخ بازده مورد انتظار اعتباردهندگان ونرخ هزینه وام ها نیز افزایش می یابد که این امر می تواند مزیت ناشی از معافیت های مالیاتی را تحت الشعاع قرار دهد.(بریگام3 ،2003).
باتوجه به توضیحات عنوان شده هدف اصلی که این پژوهش بررسی می کند؛بررسی رابطه مهارت های مدیریتی واهرم مالی بابازده حقوق صاحبان سهام می باشد.
دراین فصل ابتدا مسئله تحقیق بیان می شود.هدف از ارائه این بخش آشنایی با موضوع تحقیق به صورت کلی ودرک جوانب آن به لحاظ علمی می باشد.
پس از بیان مسئله وشرح اهمیت وضرورت انجام تحقیق ،به بیان سوالات وفرضیات تحقیق پرداخته ،سپس روش تحقیق به صورت مختصر ذکر شده وهمچنین یک تعریف کلی از متغیرهای تحقیق ارائه می گرددودرنهایت،این فصل باتعریف واژگان تحقیق به پایان می رسد.دراین فصل چارچوب کلی ازمسئله پژوهش ارائه شده است ودر فصول بعدی به چگونگی پاسخ دادن به این مسئله پرداخته می شود.
1-2.بیان مسئله
باتوجه به موضوع تحقیق حاضر،که به بررسی رابطه مهارتهای مدیریتی واهرم بابازده حقوق صاحبان سهام می پردازد،یکی ازمهمترین تصمیمات مدیران یک شرکت،اخذتصمیم درموردانتخاب موثرترین روش تامین مالی می باشد.زیرا این اقدام تاثیر سریع خودرابرقیمت وبازده حقوق صاحبان سهام خواهدگذاشت.بنابراین توانایی مدیران دراخذتصمیمات مناسب علاوه برافزایش منافع سهامداران ،برجذب سرمایه گذاران موثراست.
یکی ازمعیارهای اساسی برای تصمیمگیری در بورس،بازده حقوق صاحبان سهام می باشد.بازده حقوق صاحبان سهام خودبه تنهایی دارای محتوای اطلاعاتی است وبیشترسرمایه گذاران بالفعل وبالقوه درتجزیه وتحلیل وپیش بینی ها ازآن استفاده می نمایند.بنابراین درصورتیکه ارتباطی بین متغیرهای مستقل این تحقیق بابازده حقوق صاحبان سهام مشاهده شود،می توان عوامل فوق رابه نسبت میزان ارتباطشان به عنوان معیاری برای سنجش وبرآورد بازده حقوق صاحبان سهام شرکت درنظرگرفت.بازده حقوق صاحبان سهام گویای این است که، چه میزان بازدهی به وسیله سرمایه گذاران بابت وجوه سرمایه گذاری شده توسط آنان ایجاد شده است،استفاده ازاین معیار دربخشهایی که مدیران در تصمیمات مرتبط با تحصیل دارائیها،خرید،جنبه های اعتباری،مدیریت وجوه نقد وسطح بدهی های جاری نفوذ زیادی دارند،مناسب است.بازده حقوق صاحبان سهام نشان دهنده هزینه واقعی استفاده از پول است.در مواردیکه هزینه فرصت تصمیم گرفته شده باهزینه وجوه به کار گرفته شده برابر نباشد،مدیر تمایل پیدا می کندبه گونه ای عمل کندکه بیشترین منافع برای مالکان ایجادشود وپروژه هایی راباهدف بیشینه ساختن معیار عملکرد انتخاب کند.اهرم میزان استفاده ازبدهی برای تامین مالی دارائیها رانشان میدهد.به عبارتی بهتر، به مقداربدهی که شرکت به آن متکی است ،اهرم اطلاق میگردد.اهرم باتوجه به اطلاعات ترازنامه ای و سودوزیانی کسب می شود، که دراین تحقیق از داده های مندرج درترازنامه استفاده می شود. بحران مالی جهانی که با افزایش ریسک وبازده حقوق صاحبان سهام ایجادشده است ،به دلیل به کارگیری اهرم بیش ازحداست که درساختارسرمایه شرکت منسوب میشود.به کاربردن اهرم بالا،منجربه مشکل بحران مالی میشود.درواقع به عنوان ناتوانی بخشی از مدیریت ارشد برای حفظ سطح اهرم پایداراست.مطابق بارابطه ریسک-بازده،سهامداران بازده بالاتری برای جبران ریسک مالی اضافه شده به سبب استفاده مدیریت ازاهرم بالاتر،تقاضامیکنند)لینتنر وگوردون41996).
مودیلیانی ومیلر5 (1963)بادرنظرگرفتن مالیات استدلال میکنندکه اهرم، هزینه های سرمایه شرکت راکاهش می دهد،اماصرفه جویی مالیاتی ناشی از استفاده بدهی ،ازطریق افزایش قیمت سهام خنثی میشود.بازده تابعی ازافزایش استفاده ازاهرم است.چون اهرم صرف ریسک راافزایش می دهد،بنابراین سهامداران نرخ بالاتری برای سرمایه گذاری تقاضا می کنند.حداکثرکردن بازده حقوق صاحبان سهام یک تصمیم استراتژیک است که مدیریت ارشد با آن روبروست ومدیران باتحصیلات بالاتر،دارای اعتماد به نفس بیشتری درتصمیمات استراتژیک خود هستند.یه دلیل اینکه درشرایط بهتری برای تجزیه وتحلیل انتخابات وتصمیمات استرتژیک خود هستند.مادراین تحقیق ،معیارهایی مانند (سطح تحصیلات وتوانایی مدیران)رابه عنوان شاخص اندازه گیری مهارتهای مدیریتی به کار میبریم.مدیران ارشد شرکت ،یک منبع حیاتی برای موفقیت آن شرکت هستند،چون مدیران روی موفقیت وتصمیمات استراتژیک شرکت نفوذ موثر دارند. چنین مدیرانی تصمیمات باکیفیت تراتخاذ می کنند چون آنهاتوانایی برای اجرای تصمیمات استراتژیک پیچیده دارند.امااین امکان هم وجوددارد که مدیران بامهارتهای شناختی بالاتر،سطح تحصیلات وتوانایی خودشان راجهت پنهان کردن و تحت تاثیرقراردادن بازده حقوق صاحبان سهام درراه منفی استفاده کنند.بنابراین منطقی است که فرض کنیم مهارتهای مدیریت به عنوان یک عامل ریسک است که ممکن است بازده حقوق صاحبان سهام رابه صورت مثبت یا منفی تحت تاثیرقراردهد(استوا ،اسکریبا6..2009).درطول سالیان ،محققان امورمالی عواملی ماننداهرم،مالیات،نسبت قیمت بازاربه ارزش دفتری واندازه ،به عنوان برخی ازمتغیرهایی که بربازده حقوق صاحبان سهام تاثیرمیگذارد شناسایی کرده اند.بااین حال عامل مهارت مدیریتی درمدل بازده اغلب حذف شده است (پاندی،2005-جاکبسن،19907). اما این ممکن است صحیح نباشد ،چون ارزش مدیریت ارشد وپایه شناخت آن ممکن است به طرق مختلف بازده حقوق صاحبان سهام را تحت تاثیرقراردهد.کارملی وتیشلر(82006)اثرمهارتهای مدیریتی گروه مدیران ارشدرا،بر روی عملکرد شرکتهای صنعتی بررسی کردند ودریافتند که مهارتهای مدیریتی که مدیران ارشد از آن برخورداراست درعملکرد شرکت تاثیرگذاراست واثرآن ازمتغیر اندازه وسن بیشتر است.
دراین پژوهش ،توانایی مدیران در به کارگیری واستفاده بهینه ازمنابع، مورد بررسی قرار میگیرد.هرچه این منابع وامکانات بیشتر وبهتر باشد وراحت تر در اختیار مدیر قرار گیرد، مدیرتوان کمتری جهت حصول به نتیجه مطلوب نیاز دارد.برعکس باکمبود امکانات ومنابع، مدیر می بایست راه دشوارتری را طی نموده وملزم به استفاده از توان بیشتری است. یک مدیر توانمند، بسته به نوع وظایف وفعالیتهایی که انجام می دهد ویا از او انتظار می رود ،می بایست به پرورش خود بپردازد تا بتواند تصمیمی درست وتا حد امکان دقیق و با در نظر گرفتن شرایط موجود اتخاذ کند، به طوری که در دراز مدت پاسخگوی نیازهای سازمان بوده ودر تحقق اهداف آن موثرباشد..توانایی مدیریت در افراد مختلف متفاوت است وهمین امر باعث به وجود آمدن دو دسته مدیران توانمند وضعیف می گردد. در برخورد با چالش ضعف، مدیر در گام اول شروع به شناسایی هر چه دقیق تر توانایی های خود می کند ودر صورت وجود هرگونه کاستی به پرورش آن می پردازد. اینکه یک مجموعه یاسازمان تا چه حد در رسیدن به اهداف خود موفق است، بستگی مستقیم به توان مدیران آن دارد. هرچه مدیر از توان بیشتری در برخورد بامسائل ومشکلات سازمان برخوردارباشد، آن سازمان موفق تر وهرچه این توان کمتر باشد،سازمان ناموفق تر بوده ودر دستیابی به اهداف کوتاه مدت ودراز مدت خود دچار مشکل خواهد شد.البته توانایی مدیریت به عواملی ازقبیل تفویض اختیار وپشتوانه قدرت نیز، بستگی دارد.چرا که بدون این دو مهم ،با توجه به کاهش حیطه اختیارات وقدرت تصمیم گیری، مدیر قادر به ارائه راهکارهای سریع ومطلوب نخواهد بود.(رضائیان،1383).
دراین پژوهش نشان می دهیم که اهرم ومهارتهای مدیریتی درارزیابی سهام مورد توجه قرارمیگیرد.اندازه گیری شاخص های مدیریتی راتوسعه می دهیم وتوضیح می دهیم که چگونه اهرم ومهارتهای مدیریتی بابازده حقوق صاحبان سهام ارتباط دارد.

1-3.ضرورت انجام پژوهش
تامین مالی ازجمله مهمترین مباحث بحث برانگیزدرمدیریت مالی وحسابداری است که موجب تحقیقات گسترده ای در حوزه ی امورمالی وحسابداری شده است.علیرغم گستردگی روش های تامین مالی،مدیران باید از مهارتهای لازم، جهت اتخاب صحیح شیوه های تامین مالی واثربکارگیری هریک از آنها برعملکرد،سودآوری وبازده آتی حقوق صاحبان سهام شرکتها آگاه باشند.ازاین رو اهمیت توسعه مهارتهای مدیریتی مدیران ،بدان سبب است که مدیران ارشد ،رکن اساسی شرکتها دردستیابی به اهداف ازپیش تعیین شده وجذب سرمایه گذاران هستند.علیرغم اینکه تحقیقات گوناگونی درزمینه تامین مالی وتاثیر آن بربازدهی حقوق صاحبان سهام صورت گرفته است؛درزمینه تاثیر مهارتهای مدیرتی واهرم مالی بربازده حقوق صاحبان سهام تاکنون تحقیقی انجام نشده است.یافته های این تحقیق علاوه بر پرکردن خلأ تحقیقاتی دراین زمینه، برای مدیران وسرمایه گذاران مفید می باشد.
ا-4.اهداف پژوهش
1-4-1:هدف اصلی این تحقیق ،بررسی رابطه بین مهارتهای مدیریتی واهرم مالی بابازده حقوق صاحبان سهام درشرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران است.براساس هدف کلی مذکور،اهداف زیردرطول تحقیق پیگیری میشوند:
1.بررسی رابطه بین مهارتهای مدیریتی وبازده حقوق صاحبان سهام ، درشرکتهای پذیرفته شده دربورس تهران.
2.بررسی رابطه ی بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام ،درشرکتهای پذیرفته شده دربورس تهران.
1-4-2:اهداف کاربردی تحقیق
1.ازجمله اهداف کاربردی این تحقیق کمک به سرمایه گذاران درسهام شرکتها به منظور آشنایی بامعیارهای مناسب درموردارزیابی قدرت بازدهی شرکت.
2.مدیران شرکتها، به جهت آشنایی باعوامل تاثیرگذاروتکنیکهای مناسب جهت جذب سرمایه گذاران.
3.فعالان وسرمایه گذاران دربورس اوراق بهادار.
4.دانشجویان ومحققان رشته های مالی وحسابداری.

1-5.سوالات پژوهش
آیا بین مهارتهای مدیریتی و بازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری وجود دارد؟
آیا بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام ، ارتباط معنی داری وجود دارد؟
برای پاسخ به این دوسوال،ازسطح تحصیلات وتوانایی مدیر،به عنوان “شاخص های مهارت های مدیریتی” واز نسبت بدهی کل به دارایی کل واز نسبت بدهی بلند مدت به دارایی کل ،به عنوان “شاخص اهرم مالی”استفاده شده است.
1-6.فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی اول: بین مهارت های مدیرتی وبازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-1:بین توانایی مدیر وبازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی 1-2:بین سطح تحصیلات مدیر وبازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معنی داری وجود دارد.
فرضیه اصلی دوم:بین اهرم مالی وبازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-1:بین نسبت کل بدهی به کل دارایی وبازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معنی داری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2-2:بین نسبت بدهی بلند مدت به کل دارایی وبازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معنی داری وجود دارد.
1-7.روش پژوهش
تحقیق حاضر ازنظر طبقه بندی برمبنای هدف،ازنوع تحقیقات کاربردی وپس رویدادی می باشد.ازنظر روش و ماهیت تحقیق ، ازنوع توصیفی وهمبستگی است.دراین پژوهش با استفاده از اطلاعات تاریخی شرکتها به بررسی روابط بین متغیرها، با استفاده از مدل رگرسیون خطی وداده های ترکیبی پرداخته می شود.روش جمع آوری اطلاعات روش کتابخانه ای ومیدانی است.
جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده دربورس تهران درقلمرو زمانی 5ساله (1388تا1392)می باشد، انتخاب نمونه بادر نظرگرفتن معیارهای زیر است:
1.به منظور قابل مقایسه بودن اطلاعات ،پایان دوره ی مالی آنها منتهی به 29اسفند باشد.
2.به منظور همگن بودن اطلاعات،فعالیت آنها تولیدی باشد.
3.حقوق صاحبان سهام شرکتها منفی نباشد.
4.اطلاعات مالی شرکتها در دوره ی مورد مطالعه در دسترس باشدوتغییر سال مالی نداشته باشد.سطح تحصیلات مدیر نیز،دردسترس باشد.
درنتیجه روش نمونه گیری حذف سیستماتیک می باشدوشرکت هایی که شرایط مذکور راندارند ازنمونه آماری حذف می شوند.

1-8.متغیرهای پژوهش
متغیرهای مستقل:دراین پژوهش ،متغیرمستقل مهارتهای مدیریتی واهرم مالی می باشد، که از سطح تحصیلات وتوانایی مدیران ،به عنوان شاخص مهارتهای مدیریتی واز نسبت کل بدهی به دارایی کل ونسبت بدهی بلند مدت به دارایی کل، به عنوان شاخص اهرم مالی در نظر گرفته می شود.
متغیر وابسته : دراین پژوهش،بازده حقوق صاحبان سهام ( ROE)9 به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است(ماتمیلولا وهمکارانش10،2013). این نسبت تأکید می کندکه بازده حاصل از درآمد،وابسته به مبلغ سرمایه گذاری شده توسط سهامداران است. این متغیر گویای این است که، چه میزان بازدهی به وسیله سرمایه گذاران ،بابت وجوه سرمایه گذاری شده توسط آنان ایجادشده است.استفاده از این معیار در بخشهایی که مدیران درتصمیمات مرتبط با تحصیل داراییها،خرید،مدیریت وجوه نقد وسطح بدهی های جاری نفوذ زیادی دارند مناسب است. بازده حقوق صاحبان سهام، نشان دهنده هزینه واقعی استفاده از پول است( کانگ وهمکاران 11،2002).
متغیرهای کنترلی: اندازه شرکت ،اهرم مالی ونسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام است که برای محدود کردن اثر سایر عوامل در مدل قرار گرفته است .لازم به توضیح است که اهرم مالی در مدلی که به بررسی تاثیر مهارت های مدیریتی می پردازد ،به عنوان متغیر کنترلی در نظر گرفته شده است.

جدول(1-1):لیست متغیرهای مورد بررسینوع متغیرنام متغیرمعیار اندازه گیریعلامت اختصاریوابستهبازده حقوق صاحبان سهام-SR12مستقلمهارتهای مدیریتیتوانایی مدیریتترومن،1986MS13-PROXYAbilityسطح تحصیلاتچن و همکارانش،2010EL14اهرم مالینسبت کل بدهی به کل دارایی-FL15-PROXYTD16نسبت بدهی بلندمدت به کل دارایی-LD17کنترلیاندازه شرکت-Sizeاهرم مالی-TDنسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام-MB18

1-9.قلمرو پژوهش
به منظور بررسی رابطه مهارتهای مدیرتی واهرم مالی بابازده حقوق صاحبان سهام ،مرزهای زیر به عنوان قلمرو مشخص شده اند:
1-9-1.قلمرو موضوعی تحقیق: قلمرو موضوعی این تحقیق ،بررسی رابطه بین مهارتهای مدیریتی واهرم مالی بابازده حقوق صاحبان سهام می باشد که از متغیرهای سطح تحصیلات وتوانایی مدیران، به عنوان شاخص مهارتهای مدیریتی ونسبت بدهی کل به دارایی کل ونسبت بدهی بلند مدت به دارایی کل به عنوان شاخص اهرم مالی در نظر گرفته شده است.ضمن اینکه ازمیانگین هندسی داراییها طی سه سال گذشته به عنوان معیار سنجش توانایی مدیر در نظر گرفته شده است.
1-9-2.قلمرو زمانی تحقیق:محدوده زمانی تحقیق شامل 5سال متوالی ازسال 88تا 92 می باشد که بررسی فرضیات تحقیق با استفاده از داده های واقعی این سالها انجام می پذیرد.براساس هدف تحقیق ،اطلاعات مربوط به دوره فوق بررسی وارتباط بین متغیرها پردازش می گردد.
1-9-3.قلمرو مکانی تحقیق:قلمرو مکانی تحقیق ، بورس اوراق بهادار تهران می باشد وتمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که شرایط مذکور در بند جامعه آماری را داشته باشند ،در نمونه آماری وارد می شود.
1-10.تعریف واژگان پژوهش
بازده حقوق صاحبان سهام :این متغیر، میزان کارایی شرکت در خلق سودخالص برای سهامداران رابررسی می کند،درواقع این نسبت بیان می کندکه بنگاه اقتصادی به ازای یک ریال سرمایه گذاری سهامداران به چه میزان سودخالص برای آنها کسب می کند(پی نوو،2003).
مهارتهای مدیریتی: به شایستگی مدیر در تآمین موفقیت آمیز هدفها گفته می شود واینکه به وسیله آن شخص دروجود خود،امکان به حرکت در آوردن اجزای یک مجموعه را برای حرکت متناسب همه اجزا به سوی اهداف تعیین شده فراهم می آورد(رضائیان ،1383).
اهرم مالی: به اصطلاحی که درحسابداری وامورمالی از آن برای بیان توانایی یک شرکت برای تامین دارائیهای خود به کار می رود.به عبارتی استفاده از داراییها یا وجوه باهزینه ثابت به نحویکه باعث ارائه بازده بیشتری به مالکان شرکت می گردد،استفاده می شود(نوروش ،1385).
سطح تحصیلات: مراتب علمی که توسط مدیر کسب شده ومنجر به دریافت مدرک تحصیلی در دوره ی خاصی شده است(چن19 وهمکارانش،2010).
توانایی مدیریتی:توانایی وکارایی مدیر به منظور هدایت یک سازمان ویارسیدن به یک هدف خاص،بادراختیارداشتن منابع وامکانات موجود(طیرانی ،1388).
اندازه شرکت: تعیین کننده حجم وگستردگی فعالیت شرکت است(فتحی وتوکلی ،1388).
1-11.ساختارتحقیق
دراین فصل سعی شد،تا با بیان کلیه جوانب تحقیق درخصوص مطالعه ی انجام شده،اطلاعات کامل وقابل فهمی ارائه گردد. همچنین در فصلهای آتی، به ترتیب به بیان مبانی نظری وپیشینه تحقیق،روش اجرایی تحقیق که در برگیرنده روش پژوهش ،جامعه ونمونه آماری ،روش جمع اوری داده ها، روش تجزیه وتحلیل داده ها وآزمون های آماری می باشد می پردازیم .علاوه برآنچه ذکر شد،نحوه ی تجزیه وتحلیل داده های مرتبط با فرضیه ها وسوالات پژوهش رابیان می کنیم ودر انتها به عنوان جمع بندی ،خلاصه ای ازیافته های پژوهش را تحلیل وتفسیر می کنیم وبا پژوهش های انجام شده حول موضوع تحقیق مقایسه می کنیم وپیشنهادات لازم برای پژوهش های آتی را ذکر میکنیم.

فصل دوم:
مروری بر مبانی نظری و
پیشینه پژوهش
2-1)مقدمه
امروزه با پیشرفت علم وفناوری،جوامع به سوی تخصصی شدن پیش می روند.پیامد این روند پیچیده وتخصصی شدن،ایجاد دنیایی پررقابت است که در آن مدیریت متعهد ،با انگیزه،متخصص،نقش مهم وراهبردی در موفقیت سازمان دارد.بدین ترتیب جهت تقویت بنیه علمی وساختار مدیریتی،ابتدا باید مهارتهای مورد نیاز شناسایی شود وبه دنبال آن ،به ارتقای مهارتهای مدیران پرداخت.ازاین رو مهمترین نکته در علم مدیریت این است که ،مدیران اغلب نیازمند شناخت مهارتهای مدیریتی هستند تازمینه مناسبی برای کارآمد شدن آنها فراهم آید.ازطرفی میزان اهرم مالی شرکتها،درتصمیمات سرمایه گذاری نقش تعیین کننده ای ایفا میکند.بنابراین یکی از مهارتهای مدیران ،به کاربردن میزانی از اهرم است که سطح آن پایدار بماند.
2-2)مبانی نظری پژوهش
2-2-1)مهارت های مدیریتی وتئوری های مربوطه:
مدیران برای انجام وظایف ونقش های خود،قابلیت وظرفیت های ویژه ای دارند که بایستی از این ظرفیتها در انجام وایفای هرچه بهتر نقش های خوداستفاده کنند.مدیران در انجام وظایف خود دست به فعالیتهایی می زنند که اساسأ نیازمند به پشتوانه ای قوی به نام مهارت است.آنان برای اینکه بتوانند به تعهدات خود جامعه عمل بپوشانند؛می بایست مجهز به مهارت های رهبری،مذاکره ،حل تضاد وسایر مهارت های خاص مدیریتی باشند.

2-2-1-1)تئوری رابرت کتز20:
دسته بندی رابرت کتز،یکی از معروف ترین دسته بندی ها در ادبیات مدیریت است.او مهارت های لازم برای مدیران را به سه دسته ی مهارت های ادراکی،مهارت های انسانی ومهارت های فنی تقسیم بندی کرد.به نظر کتز،با حرکت به سطوح عالی سازمان بر اهمیت مهارت های ادراکی افزوده می شود واز اهمیت مهارت های فنی کاسته می شود(میتنزبرگ 21وهمکاران،1996).
2-2-1-2)تئوری هنری میتنزبرگ:
میتنزبرگ مهارت های لازم برای مدیران را به 8دسته تقسیم بندی کرد:
مهارت های ارتباطی با همکاران: شامل برقراری ارتباط نزدیک واثریخش با همکاران،ایجاد شبکه های منسجم تعاملاتی برای کسب اطلاعات،برقراری روابط رسمی وغیر رسمی،مذاکره،مشورت ومهارت سیاسی.
مهارت های رهبری:توانایی برانگیختن رفتار کارکنان در جهتی دلخواه وتوانایی حل مشکلات ناشی از اختیارات و وابستگی های شغلی.
مهارت های حل تعارض: مهارت ارتباطی شامل میانجی گری بین افراد و مهارت تصمیم گیری شامل اداره ناملایمات وفشارها.
مهارت های پردازش اطلاعات:ایجاد شبکه های غیر رسمی اطلاعات،شناسایی منابع اطلاعات واستخراج نیازهای اطلاعاتی از آن ها،معتبر سازی اطلاعات سیستم وایجاد مدل های فکری اثربخش.
مهارت های تصمیم گیری در شرایط مبهم : توانایی تصمیم گیری به موقع، شناخت به موقع شناخت موقعیت از جهات مختلف و برنامه ریزی برای آن ،توانایی ارزیابی عواقب سوء ناشی از تصمیم گیری وتوانایی اتنخاب بهترین گزینه.
مهارت تخصیص منابع: توانایی انتخاب ازمیان انواع تقاضاها برای مصرف منابع،توانایی تخصیص درست زمان کاری خود وتعیین فعالیت های کارکنان در قالب ساز وکارهای سازمانی.
مهارت های کار آفرینی: توانایی حل مشکلات ونیز فرصت های محیطی وتوانایی انجام تغییرات وتحولات در سازمان .
مهارت خویشتن شناسی: توانایی شناخت درست وعمیق شغل،حساسیت نسبت به تاثیرشغل بر سازمان ویادگیری فردی ازطریق کشف استعدادهای درونی (میتنزبرگ،1996).
2-2-1-3)تئوری هلدیگل واسکولوم22:
از دیگر دسته بندی هایی که درباره مهارت های مدیرت وجود دارد ،مربوط به دسته بندی هلدیگل واسلوکوم است. این دو درکتابی تحت عنوان (مدیریت) که درسال 1996منتشر شد مهارت های لازم برای مدیران را به 5 دسته تقسیم بندی کردند:
1.مهارت فنی :توانایی استفاده از تکنیک ها ،رویه ها وشیوه های خاص در زمینه های تخصصی.
2.مهارت ارتباط با دیگران :توانایی هدایت کردن ،ایجاد انگیزه ،مدیریت تعارض وکار بادیگران.
3.مهارت زمینه شناسی: توانایی در نظر گرفتن یک مسآله ،یک مشکل ویا سازمان به عنوان یک کلیت همراه با اجزاءمرتبط با یکدیگر.
4.مهارت تفکر انتقادی:ملاحظات دقیق وموشکافانه بر عناصر واجزاء یک مسأله.تشخیص مهارت های مورد نیاز مدیران در هر سازمانی مستلزم شناخت نقش هایی است که مدیران آن سازمان ایفا می کنند(کتز وکاهن23،1995).
2-2-2)ساختار سرمایه
ازجمله مسائل وموضوعاتی که شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران با آن متوجه هستند؛ساختار سرمایه می باشد.اینکه چه حجمی از ساختار سرمایه بدهی باشدوچه حجمی از آن را حقوق صاحبان سهام تشکیل دهد،تا درنهایت به عنوان (ساختار سرمایه بهینه) موجب حداقل نمودن (هزینه تامین مالی)یا (هزینه سرمایه) وبه تبع آن افزایش ارزش بازار سهام شرکتها گردد؛از دیرباز به عنوان یک مسئله عمده ومهم مطرح بوده است.محیطی که شرکتها در آن فعالیت می کنند محیطی بسیار رقابتی لست.پژوهش در زمینه ساختار سرمایه نشان داده است ساختار بهینه سرمایه می تواند توان رقابتی شرکت را در بازار افزایش دهد.همچنین افزایش توان رقابتی موجب ورود جریانات نقدی عملیاتی به داخل واحد تجاری شده و در نتیجه نیاز به استقراض کاهش یافته واز این رو ساختار سرمایه شرکت نیز بهبود می یابد.(اسمیت24 وهمکاران ،2008).
ساختار سرمایه ترکیبی از بدهی های کوتاه مدت ،بدهی های بلند مدت وحقوق صاحبان سهام می باشدکه به وسیله آن دارایی های شرکت تامین مالی شده است.به عبارت دیگر به ترکیب بدهی ها وحقوق صاحبان سهام ،ساختارسرمایه گفته می شودکه شامل اقلام چپ ترازنامه می باشد(جهانخانی،1374).
کوپر25 ساختارسرمایه را نسبت اوراق بهاداربلندمدت قدیمی تر(دارای رتبه بیشتر)به جمع سرمایه گذاری های مرتبط تعریف می کند.
بلکویی26 ساختارسرمایه را ادعای کلی بر داراییهای شرکت معرفی می کند.او ساختار سرمایه را شامل اوراق بهادارمنتشر شده عمومی،سرمایه گذاری خصوصی،بدهی بانکی،بدهی تجاری،قراردادهای اجاره ،بدهی های مالیات ،بدهیهای حقوق باز نشستگی،پاداش معوق برای مدیریت وکارکنان ،سرده های حسن انجام کار،تضمین های کالاودیگر بدهی های احتمالی می داند.
2-2-2-1)تئوری ساختارسرمایه
به طور کلی درمورد ساختارسرمایه تاکنون دیدگاه های زیر ارائه شده است :
1.دیدگاه درآمد خالص
2.دیدگاه درآمد خالص عملیاتی
3.دیدگاه سنتی
4.دیدگاه مودیلیانی ومیلر
5.تئوری ترجیحی
6.تئوری توازی ایستا(مصالحه).
2-2-2-1-1)نظریه درآمد خالص
طبق این نظریه که توسط «دیوید دوراند» یشنهاد شده است تصمیمات ساختارسرمایه با ارزش شرکت ارتباط دارد ونیزتغییر در ساختارسرمایه (اهرم مالی)منجر به تغییر در هزینه سرمایه کل وارزش کل شرکت خواهدشد.بنابراین یک افزایش در درجه اهرم مالی باعث کاهش میانگین وزنی هزینه سرمایه کل ویک افزایش در ارزش کل شرکت وقیمت بازارسهام عادی می شود وبالعکس؛کاهش در اهرم مالی باعث کاهش میانگین موزون هزینه سرمایه کل وکاهش ارزش کل شرکت وهمچنین قیمت بازارسهام عادی خواهدشد(نصرالهی،1381).
2-2-2-1-2)نظریه درآمد خالص عملیاتی
تئوری دیگر ساختارسرمایه که توسط «دیوید دوراند» پیشنهاد شده است،تئوری درآمد خالص عملیاتی می باشد.براساس این نظریه درجه اهرم مالی در تصمیمات ساختارسرمایه شرکت تاثیری نداردوبنابراین هرگونه تغییری در اهرم اثری درارزش شرکت وقیمت بازار سهام نداردوعلاوه بر ان هزینه سرمایه شرکت مستقل ازاهرم است وارزش کلی شرکت تحت تاثیر ساختارسرمایه نیست.هزینه حقوق صاحبان سهام با افزایش درجه اهرم افزایش می یابد وافزایش در اهرم افزایش درریسک مالی سهامداران ودرنتیجه موجب افزایش بازده سهامداران خواهدشد(همان منبع). طبق این نظریه ارزش شرکت از ساختارسرمایه شرکت تاثیر نمی ذیرد وفرقی نداردکه چه درجه اهرم مالی را داریم چون ارزش شرکت وقیمت بازارسهام یا تغییرات اهرم تغییر نمیکند.طبق این نظریه هیچ ساختار مطلوب سرمایه ای وجودندارد.
2-2-2-1-3)نظریه سنتی
نظریه سنتی ساختارسرمایه که به وسیله «وانهورن» ارائه گردیده است مبتنی براین اصل است که ساختارسرمایه بهینه وجود داردو می توان با به کارگیری اهرم مالی مناسب ،ارزش شرکت را حداکثر کرد. به عبارت دیگراین نظریه می گوید که شرکت درابتدا می تواند با افزایش میزان بدهی ،هزینه سرمایه خود را کاهش دهد،اما با افزایش میزان بدهی در ساختارسرمایه ،سرمایه گذاران هزینه سهام عادی را افزایش می دهند.این افزایش از طریق مزیت های بدست آمده ازاستفاده بدهی ارزانتر جبران می شود.به همین منوال در حالی که اهرم بیشتری به کار گرفته می شود،سرمایه گذاران هزیته سهام عادی را افزایش می دهند تا جایی که این افزایش دیگر به طور کامل ازطریق مزیت های حاصل از بدهی ازانتر خنثی وجبران نمی شود.لذا این نقطه که اوج استفاده از بدهی وبرخورداری شرکت از حدکثر منافع حاصل از آن می باشد،به عنوان حد بهینه ومطلوب اهرم بدهی شرکت تالقی می شودودر واقع نقطه حداقل هزینه آن شرکت است(مییرز27،1986).
2-2-2-1-4)دیدگاه مودیلیانی ومیلر
دیدگاه مودیلیانی ومیلر28(1963)با انتقاد ازنظریه سنتی ثابت کردند که هزینه سرمایه شرکتها به درجه اهرم مالی بستگی نداشته ودرتمامی سطوح ثابت است.همچنین در شرایط خاص،ارزش یک شرکت بدون توجه به تامین مالی از طریق انتشار وام یا انتشار سهام یکسان است .با توجه به نقش بازار نمی توان با تغییر ساختار سرمایه ،ارزش شرکت را بالا برد وبه عبارتی ارزش شرکت مستقل از درجه اهرم مالی وساختار سرمایه آن است(تقوی،1367).
2-2-2-1-5)تئوری ترجیحی
بر اساس تئوری نسبتا قدیمی ترجیحی که بر روی عملکرد تامین مالی شرکتها تاکید دارد،شرکتها تامین مالی «داخلی »رابه تامین مالی« خارجی» ،ودر صورت انتشار اوراق بهادار ،اوراق بهادار متضمن «بدهی» را برسهام ترجیح می دهند.در این تئوری هیچگونه ترکیب بدهی سرمایه مشخصی وجود ندارد،زیرا دونوع سرمایه وجود دارد،داخلی وخارجی،که یکی در راس سلسله مراتی ترجیحی ودیگر در انتهای آن قرار دارد.نسبت بدهی مشاهده شده هر شرکت ،مجموع نیاز شرکت به تامین مالی خارجی را منعکس می کند.
2-2-2-1-6)تئوری توازی ایستا (مصالحه )
نظریه ای که اخیرا در ارتباط با ساختار سرمایه مطرح گردیده ،تئوری توازی ایستا است که بر اساس آن نسبت بدهی بهینه یک شرکت بر اساس توازی هزینه ها ومنافع استقراض تامین می شود.به بیان دیگر ،در چارچوب این نظریه ،شرکت سعی می کند بین ارزش صرفه جویی های مالیاتی بهره و هزینه های مختلف ورشکستگی تعادل برقزازسازد(فرانک 29وهمکاران،2003).
البته در زمینه اینکه صرفه جویی های مالیاتی چقدرارزش دارند واینکه کدامیک از هزینه ها ی مربوط به مسائل مالی اهمیت دارند،هنوز بحث وجود دارد.طبق این نظریه شرکت بایدآننقدر بدهی را باسهام وسهام را با بدهی تعویض وجایگزین سازدونسبت بدهی را طوری تنظیم نماید تا اینکه ارزش شرکت حداکثر شود ،اساسأ درمورد تئوری ایستا دو تفسیر (برداشت )وجود داردکه هردو آنها پیش بینی میکنند که شرکت ها دارای یک «ساختارسرمایه بهینه »می باشد.اولین برداشت برمبنای اصول بدیهی این است که ساختارسرمایه شرکت ازطریق توازی ایستا بین منافع مالیاتی بدهی وهزینه های مورد انتظار آشفتگی مالی،اندازه گیری می شود.بر اساس این برداشت ،یک شرکت زمانی به ترکیب بهینه ای از بدهی وسرمایه (حقوق صاحبان سهام) دست خواهد یافت که ارزش فعلی صرفه جویی نهایی مالیاتی ،با ارزش فعلی هزینه های آشفتگی مالی ،برابر باشد.
2-2-3)اهرم:
اغلب شرکت ها ، از بدهی در ساختار سرمایه خود استفاده می کنند.ساختار بدهی یکی از شاخص های مهم تعیین کننده ی موفقیت شرکت است وباعث رشد پایدار شرکت می شود.از این رو تصمیمات معطوف به ساختار بدهی برای بقای تجاری شرکت، حیاتی هستند.با این حال انتخاب ساختار بدهی ساده نیست وتصمیمگیری اشتباه منجر به هدایت شرکت به بحران و ورشکستگی می گردد(احمد شیخ و ونگ ،2011).
لیلانه وتافت30(2002)تبیین کردند که شرکت های دارای اهرم بالاتر، تمایل به انتخاب سررسید طولانی تر بدهی دارندوبالعکس. اهرم بهینه بستگی به سررسید بدهی دارد و وقتی شرکت با بدهی های کوتاه مدت تأمین مالی شود،ارزش شرکت به شدت کاهش می یابد.
موریس31(2004)نیز بحث می کند که شرکت ها با نسبت بدهی بالاتر تمایل به انتشار بدهی بلند مدت دارند،به این منظور که با تأخیر بیشتری در معرض ریسک ورشکستگی قرار گیرند.از سوی دیگر تئوری های مالکیت ونمایندگی اثر منفی بر ساختار سررسید بدهی پیش بینی می کنند،بنابراین اثر اهرم برسررسید بدهی هنوز ناشناخته است.
دیاموند32 (1999) معتقد است شرکت ها ی بااهرم بالا ،بدهی بلند مدت را برای اجتناب از نقدینگی با بهینگی اندک ترجیح می دهند؛زیرا به شرکت ها زمان بیشتری برای باز پرداخت بدهی خود می دهد.
کورنر33(2007)اهرم بعنوان یک تئوری مستقل می تواند برای عوامل تعیین کننده ساختار سررسید بدهی، مورد بحث قرار گیرد.
فلانری34(2001)معتقد است که شرکت های با بدهی بیشتر می توانند ریسک تأمین مالی مجدد خودرابا استقراض بدهی بلند مدت حداقل سازند.
دنیس وهمکاران 35(2000)بحث می کنند که اهرم اثر منفی بر سررسید بدهی دارد،چون هزینه های نمایندگی مشکل سرمایه گذاری کمتر ازواقع رابا دو راهبرد می تواند کاهش دهد.کاهش اهرم ویا کوتاه کردن سررسید بدهی. این دو استراتژی تأمین مالی می تواند جانشین یکدیگر باشد.از این تئوری اهرم تاحدزیادی وابسته به تئوری هزینه های نمایندگی است.

2-2-4)بازده حقوق صاحبان سهام:
میزان کارایی یک شرکت ،درخلق سود خالص برای سهامداران رابررسی می کند. در واقع این نسبت بیان می نماید که بنگاه اقتصادی به ازاء هریک واحد سرمایه گذاری سهامداران ،به چه میزان سودخالص برای آنها کسب می کند. براین اساس رابطه محاسباتی متغیر فوق، به صورت نسبت سودخالص پس از کسر مالیات به حقوق صاحبان سهام می باشد(پینوو36،2011).
لازم به توضیح است که دراین رابطه بازده ی محاسبه شده مربوط به تمام منابع متعلق به سهامداران است.بنابراین بازده حقوق صاحبان سهام علاوه بر سرمایه شرکت ،منابع حاصل از سودهای تقسیم نشده (سود انباشته )وسایر اندوخته هانیز می باشد.
دربین معیارهای عملکرد حسابداری،بازده حقوق صاحبان سهام از پرطرفدارترین وپرکاربردترین معیارهای عملکرد حسابداری است.برخی محققان امکان تفکیک بازده حقوق صاحبان سهام به نسبت های سود آوری،گردش دارایی ها واهرم مالی به واسطه تحلیل دوپونت را دلایل شهرت این معیار دربین تحلیلگران،مدیران مالی وسهامداران برشمردند.سودحسابداری باتوجه به روشهای گوناگون حسابداری وهمچنین برآوردهای حسابداری تحت تاثیر قرار می گیرد.به عبارتی مدیریت می تواند باتوجه به اهداف شرکت،سود حسابداری ودر نتیجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE ) راتغییردهد.
2-2-4-1)معایب بازده حقوق صاحبان سهام:
با وجود حمایت گسترده از معیار بازده حقوق صاحبان سهام، به کارگیری این معیار با کاستیهایی بدین شرح همراه است:
1- با توجه به توانایی مدیـریت در به‌کارگیری روشهای مختلف حسابداری، مدیریت مـی‌تواند به شکل قانونـی و در چارچوب اصول پذیرفته‌شده حسابداری سود شـرکت را دستخـوش تغییـر و هم‌راستـا با تمایلات شخصـی خود سازد. نظـر به اینـکه سـود یکـی از عـوامـل اصلـی در محاسبه بازده حقوق صاحبـان سهـام اسـت، ایـراد وارده بـه نسبـت یـادشـده نیـز تسری مـی‌یـابـد.
2- در محاسبه این نسبت، هزینه حقــوق مالکانه نادیده گرفته می‌شود، حال آنکه این منبع گرانترین منبــع تامین مالـی است (دی ویت،دوتویت372007).
3- مدیران قادرند بدون هیچ‌گونه بهبود در عملکرد شرکت و تنها از راه تجدید ساختار سرمایه شرکت و از طریق جایگزین کردن حقوق صاحبان سهام با بدهی، این نسبت را فزونی بخشند.
4- استفاده از بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان معیار عملکرد تمایل مدیران را به پذیرش پروژه‌های نامناسبی که از محل بدهی تامین مالی شده و نیز رد پروژه‌های مناسبی که از محل حقوق صاحبان سهام تامین مالی می‌شوند، افزایش می‌دهد (کنگ وهمکاران38،2002).
5- حتـی در صورت بهبــود نیافتن کارایی داراییـها، تحت شرایط تورمی بازده حقوق صاحبان سهام افـزایش می‌یابد (دی ویت ،دوتویت, 2007).
6- این نسبت معیاری با نگرش کوتاه‌مدت است، لذا تمرکز زیاد بر دوره جاری ممکن است آن را از توجه به فرصتهای رشد درازمدت باز دارد.

2-3)پیشینه پژوهش
2-3-1)پژوهش های داخلی
ازجمله پژوهشهایی که دراین زمینه در داخل کشور صورت گرفته است می توان به مقاله ای که تحت عنوان بررسی رابطه بین مهارتهای مدیریتی مدیران شعب بانک کشاورزی استان اصفهان بامیزان کارآیی شعب که توسط ( خردمند وهمکاران،1391)، صورت گرفته است اشاره کرد.
براساس نتایج این پژوهش بین عملکرد شعب ومهارتهای مدیریتی رابطه ای وجود داردوتداوم بخشیدن به عملکرد مطلوب سازمان از طریق پرکردن سطوح مختلف مدیریتی به وسیله افراد توانمند بدست می آید.نتایج نشان داد که درزمینه مهارتهای مدیریتی باتوجه به سطح تحصیلات وسوابق خدمت ،تفاوتی میان نظرات افرادنمونه وجودنداشت ولی باتوجه به محل خدمت تفاوت هایی مشاهده شد:مدیران شعب درجه اول ،مهارتهای ادراکی بیشتری ومدیران شعب درجه چهارمهارت سیاسی بیشتری داشتند.صلاحیت وکیفیت کار مدیران از نظر مهارتهای مدیریتی،یکی از عوامل مهم استمرار موفقیت درسازمان است. مدیران برای داشتن کارایی لازم ،نیازمند مهارتهای اساسی هستند.مدیرانی میتواننددردنیای فناوری پیشرفته دوام بیاورند که به دنبال کسب معلومات باشندوبه طور مداوم مهارتهای جدیدرا فراگیرند(رابینز39،2000) رویکرد مهارتی به مدیریت باطبقه بندی مهارتهای سه گانه کاتز آغاز شدکه او سه مهارت رابرای مدیریت لازم می داند.مهارت های فنی،انسانی ومهارتهای ادراکی،علاوه بر مهارتهای سه گانه ای کاتز از آنها یاد کرده است،مدیر باید از مهارت چهارمی به نام مهارت طراحی برخوردار باشد.
-نمونه دیگر از پژوهش های انجام شده دراین زمینه باعنوان بررسی رابطه سطح تحصیلات وسنوات خدمتی بامهارتهای فنی وانسانی مدیران که توسط(عسگری وهمکاران،1380)، انجام شده است.باتوجه به تحقیقات انجام شده تحصیلات وسنوات خدمتی وبه تعبیری دیگر تجربه؛دوعامل مهم وتاثیر گذار در ارتقاء مهارتهای فنی وانسانی همه ی مدیران می باشد.اگر مدیران یک سیستم از تحصیلات بالا وتجربه ی مکفی برخوردار باشندبه یقین خروجی و برونداد آن سیستم از کیفیت بالاتری برخوردار می باشدچه آنکه محصول آن سیستم انسان باشد.
نتایج حاصل از این پژوهش به اثبات رابطه ی مهم تحصیلات وسنوات خدمتی ،مهارتهای فنی وانسانی واثرآن برپیشرفت مدارس ومیزان موفقیت آنها می پردازدتا مسئولین امررادرانتخاب مدیران مدارس به این موضوع توجه دهدکه درانتخاب مدیران مدارس حتما به دو مقوله تحصیلات دانشگاهی وسنوات خدمتی افراد توجه شود تا شاهد نو آوری وشکوفایی روز افزون درمدارس کشورباشیم.نتایج بدست آمده نشان دهنده ی رابطه ی سطح تحصیلات وسنوات خدمتی بامهارتهای فنی انسانی مدیران مدارس واثرات آن برپیشرفت همه جانبه ی مدارس می باشدوتمام فرضیه هاباسطح اطمینان 99%موردتایید قرار گرفت.
-پژوهش دیگر، توسط(قلی زاده وهمکاران،1389)،باعنوان نقش بکارگیری مهارتهای مدیریتی در ارتقای سطح مشارکت اجتماعی دانش آموزان می باشد.
هدف ازاین پژوهش،مطالعه ی نقش بکارگیری مهارتهای مدیریت تنوع فرهنگی مدیران دبیرستانهای شاهین شهردرارتقای سطح مشارکت اجتماعی دانش آموزان درسال تحصیلی 88-89بود.
نتایج این پژوهش نشان داد میانگین مشارکت اجتماعی دانش آموزان برحسب میزان به کارگیری مهارتهای مدیریت تنوع فرهنگی تفاوت معناداری داشت وبا افزایش مهارتهای مدیریت تنوع فرهنگی مدیران ،میزان مشارکت اجتماعی دانش آموزان نیز ارتقا یافته بود.ازطرفی میانگین مشارکت اجتماعی دانش آموزان نیز ارتقا یافته بود.ازطرفی میانگین مشارکت اجتماعی دانش آموزان برحسب میزان به کارگیری مهارتهای مدیریت تنوع دینی-مذهبی وبرحسب میزان به کارگیری مهارتهای مدیریت تنوع قومی –نژادی نیز متفاوت ومعنادار بود،ازاین رو می توان عامل بکارگیری مهارتهای مدیریتی تنوع فرهنگی (درابعاد تنوع قومی – نژادی وتنوع دینی مذهبی)توسط مدیران را در افزایش سطح مشارکت اجتماعی دانش آموزان موثر دانست.
(نمازی وهمکاران،1391)، درتحقیق خود به بررسی رابطه بین شاخص راهبری شرکتی وبازده حقوق صاحبان سهام پرداخته است.
درتحقیق مذکور؛اطلاعات سال 1388؛مربوط به 90شرکت مورد بررسی قرار گرفت وبا استفاده از روش رگرسیون ،فرضیه پژوهش آزمون گردید.فرضیه این پژوهش بیان می دارد که :(بین شاخص راهبری شرکتی وبازده حقوق صاحبان سهام شرکت های عضو بورس تهران رابطه مثبت وجود دارد).
نتایج پژوهش حاکی از آن است با وجود آنکه شرکت های عضو نمونه بطور متوسط 61%از معیارهای موجود در آیین نامه راهبری شرکتی ایران را رعایت کرده اند ولی هیچگونه رابطه معناداری بین شاخص راهبری شرکتی وبازده حقوق صاحبان سهام وجود ندارد.
(ایزدی نیا وهمکاران،1388)، در تحقیق خود به بررسی رابطه اهرم مالی ونقد شوندگی دارایی ها در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند،هدف از این پژوهش تعیین رابطه عوامل مذکور وهمچنین عامل نقد شوندگی دارایی ها با اهرم مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد،به منظور تعیین رابطه عوامل مورد بررسی ،تعداد 154شرکت از بین جامعه آماری انتخاب گردیدکه اطلاعات مورد نیاز آن برای دوره 10ساله پژوهش (1385-1376)قابل دسترسی بود.
نتایج پژوهش بیانگر رابطه مثبت وبدون معنی بین نقد شوندگی دارایی ها واهرم مالی در سطح اطمینان 95درصدمی باشد.باتوجه به نتایج بدست آمده تنها متغیر های اثر گذار بر اهرم مالی شرکت ها ؛سود آوری واندازه شرکت است.بنابراین سرمایه گذاران بایستی در تصمیمات سرمایه گذاری خود به این معیارها به عنوان عوامل تعیین کننده ساختارسرمایه شرکتها توجه داشته باشند.
(هاشمی وهمکاران،1389)، به تحقیقی در مورد تاثیر افزایش تدریجی اهرم مالی ،میزان جریان نقدی آزاد ورشد شرکت برمدیریت سود پرداختند.دوره ی پژوهش بین سالهای 1379تا 1386به پنج دوره ی سه ساله تقسیم شد.متغیر وابسته این پژوهش مدیریت سود است.در این پژوهش برای اندازه گیری مدیریت سود از الگوی تصحیح شده اقلام تعهدی غیرعادی جونز استفاده شده که توسط دیچو ارائه گردیده است .

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید