2-3-6 نقدشوندگی شرکت20
2-4 ارتباط بین مفاهیم نقدشوندگی21
2-5 نقدشوندگی و قیمتگذاری داراییها22
2-6 نقدشوندگی و اثرات مشتریان23
2-7 راه حل های اندازه گیری نقدشوندگی24
2-7-1 معیارهای مبتنی بر معامله24
2-7-2 معیارهای مبتنی بر سفارش25
2-7-3 معیارهای نقدشوندگی26
2-7-3-1 تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام27
2-7-3-2 هزینههای فرایند سفارش27
2-7-3-3 هزینههای نگهداری موجودی27
2-7-3-4 هزینههای انتخاب نادرست27
2-7-4 معیار نسبی نقدشوندگی مبتنی بر نقدشوندگی سهام فردی و نقدشوندگی بازار28
2-7-5 منابع عدم نقدشوندگی28
2-7-6 انواع بازارها29
2-7-6-1 بازار سفارش محور30
2-7-6-2 بازارهای اعلام محور30
بخش دوم: مبانی مدیریت سود31
2-8 تعریف مدیریت سود31
2-8-1 مدیریت سود یا تقلب32
2-8-2 انگیزه های مدیریت سود34
2-8-3 کشف مدیریت سود41
2-8-4 محرک‌های مدیریت سود43
2-8-5 اقلام تعهدی44
2-8-6 بررسی مدل‌های مختلف تفکیک اقلام تعهدی به اختیاری و غیر اختیاری45
2-8-7 جنبه‌های مدیریت سود (تمایز بین شکل‌های مختلف مدیریت سود)47
2-8-8 اندازه‌گیری مدیریت سود49
2-8-9 مدیریت سود واقعی53
بخش سوم: پیشینه پژوهش55
2-9 پیشینه پژوهش های خارجی55
2-9-1 پیشینه پژوهش های داخلی61
فصل سوم: روش شناسی پژوهش66
3-1 مقدمه67
3-2 روش پژوهش67
3-3 فرضیه های تحقیق67
3-4 جامعه و نمونه آماری67
3-5 گردآوری اطلاعات68
3-6 مدل تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرها69
3-7روش‌ها و ابزار تحلیل داده‏ها71
3-8 روش‌های آماری آزمون فرضیه ها72
3-9 رگرسیون چند متغیره72
3-9-1 ضریب تعیین و ضریب تعیین تصحیح شده73
3-9-2 مفروضات رگرسیون خطی74
3-9-3 آزمون استقلال خطاها75
3-9-4 آزمون مناسب بودن مدل75
3-9-5 آزمون معنادار بودن ضرایب75
3-10 بررسی ساختار دادههای ترکیبی و انواع مدلهای آن76

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-10-1 آزمون چاو77
3-10-2 آزمون هاسمن77
3-11خلاصه فصل78
فصل چهارم: یافته‌های پژوهش79
4-1 مقدمه80
4-2 آمار توصیفی داده ها80
4-3 آمار استنباطی82
4-3 -1 آزمون پایایی متغیرها82
4-3-2 تعیین مدل مناسب برای تخمین مدل رگرسیون83
4-3-3 آزمون فروض کلاسیک رگرسیون85
4-3-3-1 آزمون نرمال بودن85
4-3-3-2 آزمون استقلال خطاها85
4-3-3-3 بررسی نرمال بودن توزیع خطاها86
4-3-3-3-1 مدل رگرسیونی اول86
4-3-3-3-2 مدل رگرسیونی دوم87
4-3-3-3-3 مدل رگرسیونی سوم88
4-3-3-3-4 مدل رگرسیونی چهارم88
4-3-3-4 ناهمسانی واریانس ها89
4-3-3-5 آزمون هم خطی متغیرهای مستقل90
4-4 نتایج حاصل از برازش مدل های رگرسیونی90
4-4-1 آزمون فرضیه اصلی90
4-4-2 آزمون فرضیه فرعی اول92
4-4-3 آزمون فرضیه فرعی دوم94
4-4-4 آزمون فرضیه فرعی سوم96
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات98
5-1 مقدمه99
5-2 نتایج تحقیق99
5-2-1 آزمون فرضیه اصلی99
5-2-2 آزمون فرضیه فرعی اول100
5-2-3 آزمون فرضیه فرعی دوم100
5-2-4 آزمون فرضیهفرعی سوم101
5-3 محدودیت های پژوهش101
5-4 پیشنهادهای تحقیق102
5-4-1 پیشنهادهای منتج از تحقیق102
5-4-2 پیشنهادهای برای تحقیقات آتی103
فهرست منابع104
پیوست109
فهرست جدول‌ها
عنوانصفحه
(جدول 2-1) تفاوت های مدیریت سود و تقلب33
(جدول 2-2) محرک‌های مدیریت سود43
(جدول 2-3) نمایندگان اقلام تعهدی اختیاری52
(جدول 3-1) تعداد شرکت ها نمونه68
(جدول 4-1) آماره های توصیفی متغیرهای تحقیق81
(جدول 4-2) ایم، پسران و شین (IPS)82
(جدول 4-3) مدل های رگرسیونی مربوط به هر فرضیه83
(جدول 4-4) آزمون چاو83
(جدول4-5) آزمون هاسمن84
(جدول 4- 6( آزمون کولموگروف اسمیرنوف85
(جدول4-7) آزمون استقلال خطاها86
جدول(4-8) نتایج حاصل از ناهمسانی واریانس89
(جدول 4-9) آزمون هم‌خطی بین متغیر‌های مستقل90
جدول4-10) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون92
(جدول4-11) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون93
(جدول4-12) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون95
(جدول4-13) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون97
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
(نمودار 2-1) نقدشوندگی در دو بعد قیمت و زمان18
(نمودار 4-1) منحنی اجزاء خطاها – مدل(1)87
(نمودار 4-2) منحنی اجزاء خطاها – مدل(1)87
(نمودار 4-3) منحنی اجزاء خطاها – مدل(2)88
(نمودار 4-4) منحنی اجزاء خطاها – مدل(3)89
چکیده
هدف اصلی این تحقیق بررسی ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1391 بوده که حجم نمونه با توجه به روش غربالگری و پس از حذف مشاهدات پرت برابر با 96 شرکت می باشد. در این تحقیق نقدشوندگی سهام به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده تا تاثیر آن بر مدیریت سود واقعی و اجزای آن (مدیریت سود واقعی از طریق دستکاری فروش ، مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید) مورد بررسی قرار گیرد.
در این تحقیق که از داده‌های پانل(تابلویی) با اثرات ثابت و تصادفی استفاده شده ، نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های شرکت ها با استفاده از رگرسیون چند متغیره در سطح اطمینان 95% نشان می دهد بین نقدشوندگی سهام با مدیریت سود واقعی، مدیریت سود واقعی از طریق دستکاری فروش و مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.همچنین این نتایج حاکی از عدم وجود ارتباط معنادار بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید می باشد.

واژگان کلیدی: نقدشوندگی سهام ، مدیریت سود واقعی ، دستکاری فروش، مخارج اختیاری ، سطح غیر عادی تولید
فصل اول:
کلیات طرح تحقیق
1-1 مقدمه
مدیریت سود، برآیند درجه​ای از قابلیت انعطاف و اعمال نظری است که مدیران در گزارشگری مالی خود دارند. مدیران ممکن است از این قدرت خود برای مدیریت فرصت​طلبانه​ی سود یا انتقال اطلاعات محرمانه درباره​ی عملکرد آتی شرکت استفاده نمایند. بیشتر محققین دریافته​اند که مدیریت سود با انگیزه​ی گمراه کردن استفاده​کنندگان از صورتهای مالی و یا انحراف از نتایج قراردادی که بستگی به سوددهی حسابداری دارد انجام می​شود (آقایی و چالاکی، 1388).
به منظور دستیابی به سطح مورد نظر سود، مدیران می​توانند تا پایان سال صبر کنند و از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود گزارش شده استفاده نمایند، اما این راهکار ممکن است این ریسک را در پی داشته باشد که مقتار سودی که برای دستکاری مدنظر است، از اقلام تعهدی اختیاری موجود بیشتر باشد؛ زیرا اختیار در مورد اقلام تعهدی از طریق اصول عمومی پذیرفته شده​ی حسابداری محدود شده است (بارتون و سیمکو1، 2002). فرض بر این است که رویدادهای اقتصادی اساسی یک شرکت،​ توانایی مدیران را برای گزارش سود معوق (تعهد شده) دچار محدودیت می​سازد. در نتیجه، این امکان وجود دارد که مدیران نتوانند از طریق اقلام تعهدی اختیاری در پایان سال به سود مورد نظر خویش دست پیدا کنند. مدیران می​توانند از طریق دستکاری فعالیتهای عملیاتی واقعی در طول سال این ریسک را کاهش دهند (اعتمادی و همکاران، 1389). دستکاری فعالیتهای واقعی کمتر در معرض محدودیت است، مزیت دیگر، جایگزین نمودن فعالیتهای واقعی برای دستکاری سود، این است که حسابرسان و قانونگذاران کمتر به چنین رفتارهایی توجه می​کنند. با این وجود دستکاری فعالیتهای واقعی چندان بدون هزینه هم نیست، چرا که این احتمال وجود دارد که جریان​های نقدی در دوره​های آتی به طور غیرمستیقم (منفی) تحت تأثیر اعمالی قرار گیرد که در حال حاضر برای افزایش سود انجام می​شود (ناظمی اردکانی، 1388).
در پژوهش حاضر، ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی بررسى مى شود. از این رو، در ادامه این فصل طرح کلی تحقیق شامل فرضیه ها، اهداف تحقیق، متغیرها و تعریف عملیاتی آنها و روش هاى آمارى مورد استفاده به منظور آزمون فرضیه ها تشریح مى شوند.
1-2 تشریح موضوع و بیان مساله
در مدیریت سود واقعی سود واقعی مدیران برای دستیبابی به اهداف مربوط به مدیریت سود خود، در فعالیتها و تصمیمات عملیاتی واحد تجاری تغییراتی ایجاد کند. تحقیقات گذشته (گانی، 2005) این تصمیمات عملیاتی را در 4 گروه طبقه​بندی می​کنند:
کاهش هزینه​های اختیاری تحقیق و توسعه
کاهش هزینه​های اختیاری تبلیغات و فروش
زیان نقدی فروش دارایی​های ثابت برای گزارش شود
اضافه تولید برای کاهش بهای تمام شده کالای فروش رفته و افزایش فروش​های اعتباری، انجام ندادن
برخی فعالیتهای تحقیق و توسعه که منجر به پروژه​های با خالص ارزش فعلی مثبت در آینده می​شود. انجام ندادن تبلیغات در جهت افزایش فروش شرکت. فروش دارایی​های ثابت عملیاتی که به افزایش بهره​وری و کارایی عملیات واحد تجاری کمک می​نماید. بلوکه نمودن سرمایه​ی شرکت در قالب موجودی​ها، افزایش فروش​های اعتباری که منجر به کاهش جریانهای نقدی ورودی به شرکت می​شود. همه و همه نشان از آن دارد که چهار عمل فوق منجر به کاهش جریانهای نقدی عملیاتی آتی شرکت و در نتیجه افت عملکرد مالیاتی آتی شرکت خواهد شد، از این رو انتظار می​رود، بین مدیریت واقعی سود (که در قالب چهار فعالیت فوق تعمیم می​یابد) و عملکرد عملیاتی آتی شرکت رابطه​ی منفی وجود داشته باشد.
بسیاری از شواهد موجود پیرامون دستکاری فعالیتهای واقعی بر کاهش فرصت​طلبانه​ی هزینه​های اختیاری از جمله هزینه​های تحقیق و توسعه تمرکز می​کنند (برای مثال تحقیقات بوش2 (1988)؛ بابر و همکاران3 (1991). اگرچه کاهش از هزینه​های اختیاری می​تواند سود را در جهت برآورده ساختن برخی اهداف خاص ارتقا بخشد، اما ریسک کاهش جریانهای نقدی عملیاتی (CFO) آتی را موجب می​شود؛ زیرا این عمل به طور کلی جریانهای خروجی وجه نقد را کاهش می​دهد و در عوض تأثیری مثبت بر روی جریان نقدی عملیاتی جاری دارد. در سالهای بعدی، این تأثیر مستقیم ممکن است معکوس شود. باید توجه داشت دستکاری فعالیتهای واقعی، وسیله​ی تغییر آرایش حساب​ها نیست. مدیران در این روش، زمان انجام عملیات، نحوه​ی تخصیص منابع و یا زمان اجرای پروژه​های سرمایه​گذاری را تغییر می​دهند. فعالیتهای مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی هیچ پیامد مستقیم جریان نقدی را به همراه ندارد (کوهن و زارویین4، 2008).
از سوی دیگر بازار سرمایه در یک کشور از منابع عمده تأمین مالی شرکتها و دولتها است و در کشورهایی نظیر ایران که در پی جذب شرکتهای خارجی جهت سرمایهگذاری مستقیم و نیز رونق بورس خود هستند، تقویت آن و شناخت عوامل مرتبط با معامله اوراق بهادار میتواند انگیزه شرکت- های داخلی و خارجی را برای ورود به عرصه فعالیت و توسعه سرمایهگذاری افزایش دهد، به نحوی که تحقق مناسب اهداف عمده توسعههای مالی و اقتصادی دولت را نیز مهیا کند. ایجاد زمینههای لازم جهت پاسخگویی بیشتر به نیازهای سرمایهگذارن و تبدیل شدن بورس اوراق بهادار تهران به بورسی مطرح، نیازمند بررسیهای علمی فراوانی است. در این میان یکی از متغیرهایی که به این امر می تواند کمک کند میزان جذابیت شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار و همچنین درجه نقدشوندگی سهام آنها در بورس اوراق بهادار است که باعث می شود سرمایهگذارن در هر زمانی که اراده کنند بتوانند داراییهای خود را با کمترین هزینه به وجه نقد تبدیل کنند. بر طبق مدلهای ارائه شده برای پیش بینی بازده، عوامل زیادی وجود دارد که می توانند بازده سرمایهگذاریهای مختلف را برآورد کند. در این میان نقدشوندگی سهام یکی دیگر از عواملی است که بررسی تاثیر آن بر بازده سهام در بازارهای مختلف از ادبیات و پیشینه قویی برخوردار است و محققان این متغیر را به عنوان یکی از عواملی که میتواند در تعیین بازده نقش مهمی داشته باشد، میشناسند. داراییها و سبد سهام5 دارای سه ویژگی است که با اداره کردن سبد سهام مرتبط است. این ویژگیها شامل بازده، ریسک، و نقدشوندگی است. بازده به آسانی تعریف و معرفی میشود. اگر چه اندازهگیری ریسک مشکل است، اما با این حال یک مفهوم عملیاتی است. ریسک معمولا به وسیله واریانس و انحراف معیار بازدهها اندازهگیری میشود. در مورد مدل قیمتگذاری داراییها سرمایهای، ریسک سیستماتیک برای یک سهم به وسیله بتا اندازهگیری میشود (اسچوارتز و فرانشینی6، 2004، ص60).
با توجه به مطالب فوق مساله اصلی بررسی ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران می باشد.
1-3 ضرورت انجام تحقیق
هدف اصلی این تحقیق بررسی ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران می باشد. این تحقیق درصدد است به بررسی شواهد تجربی موجود پرداخته و بدین ترتیب میزان انطباق واقعیتهای موجود با نظرات و دلایل مطرح در خصوص نقدشوندگی و مدیریت سود واقعی را بررسی کند با این هدف که یافته های این تحقیق بتواند به فعالان بازار سرمایه ، تصمیم گیرندگان ، تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل بورس اوراق بهادار در تحلیل طرح های سرمایه گذاری در دارایی های مالی و اوراق بهادار با عنایت به عوامل نقدشوندگی و مدیریت سود واقعی یاری رساند ؛ زیرا لحاظ این عامل مهم منجر به انتخاب سبد سرمایه گذاری بهینه با کمینه مخاطره و بیشترین بازدهی می گردد ، ضمن آنکه شفافیت محیط تصمیم گیری و نتایج حاصله را نیز دوچندان می نماید.
1-4 ذینفعان (بهرهوران)
سازمان ها و شرکت های زیر می‌توانند از نتایج این پژوهش بهره برداری نمایند:
سازمان بورس و اوراق بهادار ،
شرکت های سرمایه گذاری و کارگزاری ها،
شرکت بورس اوراق بهادار تهران،
سازمان امور مالیاتی کشور،
سازمان حسابرسی و
جامعه حسابداران رسمی ایران
1-5 فرضیه ها
فرضیه اصلی: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
فرضیه های فرعی
فرضیه فرعی اول: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی سود از طریق دستکاری فروش ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی سوم: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
1-6 مدل تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرهای آن
در این پژوهش به منظور آزمون فرضیه ها از مدل های رگرسیونی زیر استفاده می شود:
مدل آزمون فرضیه اصلی
REM it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
مدل آزمون فرضیه فرعی اول
Sales Manipulation it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
مدل آزمون فرضیه فرعی دوم
Abnormal Discretionary Expenses it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
مدل آزمون فرضیه فرعی سوم
Abnormal Production Cost it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
متغیر وابسته:
مدیریت سود واقعی: از آنجایی که در محاسبه مدیریت واقعی سود،مدیریت واقعی سود ناشی از دستکاری فروش و ناشی از مخارج اختیاری با جز سوم ناشی از سطح غیرعادی تولید همسو و همجهت باشد مدیریت سود ناشی از دستکاری فروش و مخارح اختیاری در منفی یک ضرب می شود.
REM=(-)Sales Manipulation it + (-)Abnormal Discretionary Expenses it+ Abnormal Production Cost it |

که نحوه محاسبه مدیریت سود واقعی ناشی از فعالیتهای فروش، مخارج اختیاری و تولید به شرح زیر می باشد:
دستکاری در فروش(Sales Manipulation it)
روی چودهری (2006) دستکاری در فروش را به صورت تلاشهای مدیریت در جهت افزایش موقتی فروش در طول سال تعریف می کند که از طریق ارائه تخفیفات قیمت و یا شرایط اعتباری آسانتر حاصل می شود و جریانهای نقدی ورودی را برای فروش را کاهش میدهد. بنابراین دستکاری در فروش انتظار میرود به جریانهای نقدی عملیاتی کمتری در دوره جاری منجر گردد. در این تحقیق از الگوی روی چودهری (2006) برای برآورد سطح عادی CFOاستفاده می شود:
〖CFO〗_t/A_(t-1) = 1 ( 1/A_(t-1) )+ )2 ( S_t/A_(t-1) )+)3((ΔS_t)/A_(t-1) )+)t
در نهایت دستکاری فروش بر اساس جزء خطا (دt) معادله فوق و فرمول زیر محاسبه می شود:
دستکاری در فروش=CFOواقعی – CFOبرآوردی
مخارج اختیاری(Abnormal Discretionary Expenses it)
یک نوع دستکاری فعالیتهای واقعی، کاهش هزینه های اختیاری است . اگر مدیران هزینه های اختیاری را برای افزایش سود ،کاهش دهند به عنوان مثال هزینه تحقیق و توسعه، تبلیغات و هزینه فروش، اداری و تشکیلاتی ، هزینه های اختیاری به طور غیر عادی کاهش می یابد .
〖DISX〗_Tt/A_(t-1) = 1 (1/A_(t-1) ) + )2 (S_(t-1)/A_(t-1) ) + t
DISX برابر جمع هزینه های فروش ، اداری و عمومی ،A مجموع دارایی ها در t-1 و s فروش خالص در t-1 است .
در نهایت سطح مخارج اختیاری بر اساس جزء خطا (بt) معادله فوق و فرمول زیر محاسبه می شود:
سطح مخارج اختیاری =DISXواقعی – DISXبرآوردی
سطح غیر عادی تولید(Abnormal Production Cost it):
برای براورد سطح غیر عادی تولید ، هزینه های تولید به عنوان تابعی از فروش ، تغییرات فروش و تغییرات فروش دوره قبل براورد شده است :
〖PROD〗_t/A_(t-1) ==_1 (1/A_(t-1) )+α_2 (S_t/A_(t-1) )+α_3 (〖∆S〗_t/A_(t-1) )+α_4 (〖∆S〗_(t-1)/A_(t-1) )+/_t
PROD، برابر با جمع بهای تمام شده کالای فروخته شده و تغییر در موجودی ها است .
در نهایت سطح غیر عادی تولید بر اساس جزء خطا (بt) معادله فوق و فرمول زیر محاسبه می شود:
سطح غیر عادی تولید =PRODواقعی – PRODبرآوردی
متغیرهای مستقل:
Liquidity: نقدشوندگی سهام . آمیهود برای محاسبه نقد شوندگی معیار جدیدی معرفی نمود که از طریق استفاده از داده های روزانه در رابطه با بازده و حجم معامله، قابل ارزیابی است. این معیار برابر با نسبت قدر مطلق بازده روزانه سهام به حجم معامله در روز است.
در این معیار R و V به ترتیب برابر با بازده و حجم در روز d از ماه t است و Daysبرابر با تعداد است.
متغیرهای کنترلی
: Cash نسبت وجه نقد و سرمایه گذاری های کوتاه مدت شرکت تقسیم بر جمع دارایی های شرکت در تاریخ ترازنامه.
: Size اندازه شرکت شرکت که از طریق لگاریتم طبیعی ارزش دفتری دارایی ها محاسبه می شود.
LogMB: لگاریتم طبیعی نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری دارایی های شرکت.
Growth: درصد تغییرات جمع دارایی های شرکت نسبت به دوره قبل.
ROA: بازده دارایی ها که از نسبت سود خالص به جمع دارایی ها محاسبه می شود.
Age: عمر (سن) شرکت که از تفاوت تاریخ تاسیس و دوره مورد بررسی محاسبه می شود.
1-7 روش تحقیق
این تحقیق سعی بر آن دارد که ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دهد. بنابراین این تحقیق به دلیل اینکه نتایج آن می تواند در تدوین قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار مورد استفاده قرار گیرد از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. همچنین با توجه به اینکه این تحقیق به دنبال یافتن رابطه بین چندین متغیر می باشد روش شناسی آن از نوع پس رویدادی و از نظر نوع استنتاج، استقرایی و از نظر نوع روش آماری آزمون، همبستگی مقطعی بوده است. دراین تحقیق با توجه به نوع داده و روش های تجزیه وتحلیل آماری موجود، از روش «داده‌های ترکیبی» استفاده می شود.
1-8 روش گردآوری اطلاعات
در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است. در این روش از مقاله‌های موجود در نشریات معتبر که از سایت‌های علمی اینترنتی اخذ گردیده است، به علاوه مجله‌های علمی، نمایه‌ها، پایان‌نامه‌های دکترا و کارشناسی ارشد و کتابهای مرتبط با موضوعات استفاده شده است. در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات از سایت سازمان بورس اوراق بهادار، نرم افزارهای رهآور نوین و تدبیر پرداز استفاده میگردد.
1-9 جامعه آماری و نمونه
جامعه آماری تحقیق ، کلیه شرکتهای غیرمالی (تولیدی) پذیرفته شده درسازمان بورس اوراق بهادار تهران از سال 1382 هجری شمسی تاپایان سال1391 هجری شمسی می باشد. نمونه های مورد مطالعه در این تحقیق با استفاده از روش غربالگری و باتوجه به معیارهای زیر انتخاب می گردد :
اطلاعات کامل هریک ازشرکتهای موردمطالعه طی قلمرو زمانی تحقیق موجودباشند.
شرکتها درطول دوره تحقیق تغییر سال مالی نداده باشند.
نوع فعالیت شرکت، تولیدی بوده و لذا موسسات مالی، سرمایه گذاری، بانکها، بیمه ، شرکتهای لیزینگ وهلدینگ درنمونه آورده نمیشوند.
پایان سال مالی شرکتهای موردمطالعه 29 اسفندماه باشد.
شرکتهایی بیش از سه ماه وقفه معاملاتی نداشته باشند.
1-10 قلمرو تحقیق
1-10-1 قلمرو موضوعی تحقیق
ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی سود واقعی
1-10-2 قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زمانی این تحقیق شامل اطلاعات مربوط به سالهای 1382 تا 1391 (دوره 10 ساله) می باشد.
1-10-3 قلمرو مکانی تحقیق
مکان این تحقیق بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-11 تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی
مدیریت سود: قضاوت در گزارشگری مالی و شکل دهی معاملات به منظور دستکاری گزارشات مالی با هدف گمراه نمودن برخی افراد ذینفع در رابطه با عملکرد اقتصادی شرکت و یا تأثیرگذاری بر نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند.اسکات (1997) به مدیریت سود به عنوان اختیار شرکت در انتخاب سیاست های حسابداری برای دستیابی به برخی اهداف خاص مدیر، اشاره می کند.
مدیریت سود واقعی: به منظور دستیابی به سطح مورد نظر سود، مدیران می​توانند تا پایان سال صبر کنند و از اقلام تعهدی اختیاری برای مدیریت سود گزارش شده استفاده نمایند، اما این راهکار ممکن است این ریسک را در پی داشته باشد که مقتار سودی که برای دستکاری مدنظر است، از اقلام تعهدی اختیاری موجود بیشتر باشد؛ زیرا اختیار در مورد اقلام تعهدی از طریق اصول عمومی پذیرفته شده​ی حسابداری محدود شده است (بارتون و سیمکو، 2002). فرض بر این است که رویدادهای اقتصادی اساسی یک شرکت،​ توانایی مدیران را برای گزارش سود معوق (تعهد شده) دچار محدودیت می​سازد. در نتیجه، این امکان وجود دارد که مدیران نتوانند از طریق اقلام تعهدی اختیاری در پایان سال به سود مورد نظر خویش دست پیدا کنند. مدیران می​توانند از طریق دستکاری فعالیتهای عملیاتی واقعی در طول سال این ریسک را کاهش دهند (اعتمادی و همکاران، 1389). دستکاری فعالیتهای واقعی کمتر در معرض محدودیت است، مزیت دیگر، جایگزین نمودن فعالیتهای واقعی برای دستکاری سود، این است که حسابرسان و قانونگذاران کمتر به چنین رفتارهایی توجه می​کنند. با این وجود دستکاری فعالیتهای واقعی چندان بدون هزینه هم نیست، چرا که این احتمال وجود دارد که جریان​های نقدی در دوره​های آتی به طور غیرمستیقم (منفی) تحت تأثیر اعمالی قرار گیرد که در حال حاضر برای افزایش سود انجام می​شود (ناظمی اردکانی، 1388). در مدیریت سود واقعی مدیران برای دستیبابی به اهداف مربوط به مدیریت سود خود، در فعالیتها و تصمیمات عملیاتی واحد تجاری تغییراتی ایجاد کند. تحقیقات گذشته (گانی، 2005) این تصمیمات عملیاتی را در 4 گروه طبقه​بندی می​کنند:
کاهش هزینه​های اختیاری تحقیق و توسعه
کاهش هزینه​های اختیاری تبلیغات و فروش
زیان نقدی فروش دارایی​های ثابت برای گزارش شود
اضافه تولید برای کاهش بهای تمام شده کالای فروش رفته و افزایش فروش​های اعتباری، انجام ندادن
نقدشوندگی: بازار نقدشونده بازاری است که هر مقدار از اوراق بهادار می تواند فورا و بدون هزینه به وجه نقد تبدیل شود یا هر مقدار وجه نقد میتواند به اوراق بهادار تبدیل شود. در بازارهای کمتر نقدشونده نسبت به بازار های کاملا نقدشونده، یک بازار نقدشونده، بازاری است که هزینه معاملات مرتبط با تبدیل اوراق بهادار در حداقل باشد. هزینه معاملات شامل هزینه های ضمنی و صریح7 است. هزینههای صریح شامل هزینههای مربوط به حق دلالی کمیسیونها8 و مالیاتهای دولت9 است. این هزینه را به آسانی به صورت کمیت در میآیند اما خارج از کنترل مستقیم بورس اوراق بهادار است و بنابراین در نظر گرفته نمی شود. توجه اساسی در معاملات بر هزینههای ضمنی معامله همچون اختلافات قیمت پیشنهادی خرید و فروش10، هزینههای تاثیر بازار و هزینههای فرصت است که به موجب تکنولوژی، مقررات، انتشار اطلاعاتی، مشارکت اطلاعاتی و ابزارهای اطلاعاتی ناکارا و یا ناکافی است (آیتکن و کامرتن فورد11، 2003).
1-12 ساختار تحقیق
در این فصل مسئله و هدف تحقیق بیان شده و فرضیه‌های مبتنی بر مسئله تحقیق پایه‌گذاری و تعریف شدند. همچنین قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق بیان شده و روشهای جمع آوری داده‌ها تشریح و متغیرهای تحقیق تعریف شدند. این تحقیق شامل 5 فصل به شرح زیر می باشد:
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه
در این فصل مبانی نظری و پیشینه تحقیق در سه بخش به شرح زیر تنظیم شده است:
بخش اول: مبانی نظری نقدشوندگی، ؛
بخش دوم: مبانی نظری مدیریت سود
بخش سوم: پیشینه پژوهش که در این قسمت پیشینه پژوهشهای انجام شده در دو بخش تحقیقات انجام شده در داخل کشور و تحقیقات انجام شده در خارج از کشور مورد مطالعه قرار می گیرد.
بخش اول: مبانی نظری نقدشوندگی
2-2 اهمیت نقدشوندگی
بازارسرمایه در یک کشور از منابع عمده تأمین مالی شرکتها و دولت‌ها است و در کشورهایی نظیر ایران که در پی جذب شرکتهای خارجی جهت سرمایه‌گذاری مستقیم و نیز رونق بورس خود هستند، تقویت آن و شناخت عوامل مرتب طبام عاملها و راقبه ادار میتواند انگیزه شرکتهای داخلی و خارجی را برای ورود به عرصه فعالیت و توسعه سرمایهگذاری افزایش دهد، به نحوی که تحقق مناسب اهداف عمده توسعههای مالی و اقتصادی دولت را نیز مهیا کند. ایجاد زمینههای لازم جهت پاسخگویی بیشتر به نیازهای سرمایهگذارن و تبدیل شدن بورس اوراق بهادارتهران به بورسی مطرح، نیازمند بررسیهای علمی فراوانی است. در این میان یکی از متغیرهایی که به این امر می تواند کمک کند میزان جذابیت شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار و همچنین درجه نقدشوندگی سهام آنها در بورس اوراق بهادار است که باعث می‌شود سرمایهگذارن در هر زمانی که اراده کنند بتوانند داراییهای خود را با کمترین هزینه به وجه نقد تبدیل کنند. بر طبق مدلهای ارائه شده برای پیش بینی بازده، عوامل زیادی وجود دارد که می توانند بازده سرمایهگذاریهای مختلف را برآورد کند. در این میان نقدشوندگی سهام یکی دیگر از عواملی است که بررسی تاثیر آن بر بازده سهام در بازارهای مختلف از ادبیات و پیشینه قویی برخوردار است و محققان این متغیر را به عنوان یکی از عواملی که میتواند در تعیین بازده نقش مهمی داشته باشد، میشناسند.
داراییها و سبد سهام12 دارای سه ویژگی است که با اداره کردن سبد سهام مرتبط است. این ویژگیها شامل بازده، ریسک، و نقدشوندگی است. بازده به آسانی تعریف و معرفی میشود. اگر چه اندازهگیری ریسک مشکل است، اما با این حال یک مفهوم عملیاتی است. ریسک معمولا به وسیله واریانس و انحراف معیار بازدهها اندازهگیری میشود. در مورد مدل قیمتگذاری داراییها سرمایهای، ریسک سیستماتیک برای یک سهم به وسیله بتا اندازهگیری میشود (اسچوارتز و فرانشینی13، 2004، ص60).
اما چگونه ممکن است نقدشوندگی را تعریف و اندازهگیری کرد؟ به طور عام، دارایی نقدشونده دارایی است که به صورت نقد باشد یا به آسانی قابل تبدیل به وجه نقد باشد. این تعریف به ما خیلی کمک نمیکند. آسانی به زمان مورد نیاز برای تبدیل و خارج کردن از وجه نقد، و هزینه معامله اشاره دارد (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص60). اسچوارتز و فرانشینی (2004) برای تعریف نقدشوندگی بر روی ویژگیهای نقدشوندگی مانند عمق، وسعت، برگشت پذیری بازار تمرکز کردهاند.
با توجه به اهمیت نقدشوندگی سهام در ادبیات مالی، محققین بسیاری سعی داشتند تعریفی جامع برای نشان دادن مفهوم نقدشوندگی ارائه دهند. به طور کلی تعاریف نقدشوندگی در دو رویکرد کلی طبقه بندی میشود : بعضی از تعاریف نقدشوندگی بر ویژگی داراییها(نقدشوندگی داراییها)14 تمرکز کردهاند و بعضی دیگر، از دیدگاه بازار(نقدشوندگی بازار15) این موضوع را مورد توجه قرار دادهاند ( موراسکی16، 2008، ص9).
2-3 تعریف نقدشوندگی
بازار کاملا نقدشونده بازاری است که هر مقدار از اوراق بهادار می تواند فورا و بدون هزینه به وجه نقد تبدیل شود یا هر مقدار وجه نقد میتواند به اوراق بهادار تبدیل شود. در بازارهای کمتر نقدشونده نسبت به بازار های کاملا نقدشونده، یک بازار نقدشونده، بازاری است که هزینه معاملات مرتبط با تبدیل اوراق بهادار در حداقل باشد. هزینه معاملات شامل هزینه های ضمنی و صریح17 است. هزینههای صریح شامل هزینههای مربوط به حق دلالی کمیسیونها18 و مالیاتهای دولت19 است. این هزینه را به آسانی به صورت کمیت در میآیند اما خارج از کنترل مستقیم بورس اوراق بهادار است و بنابراین در نظر گرفته نمی شود. توجه اساسی در معاملات بر هزینههای ضمنی معامله همچون اختلافات قیمت پیشنهادی خرید و فروش20، هزینههای تاثیر بازار و هزینههای فرصت است که به موجب تکنولوژی، مقررات، انتشار اطلاعاتی، مشارکت اطلاعاتی و ابزارهای اطلاعاتی ناکارا و یا ناکافی است (آیتکن و کامرتن فورد21، 2003، ص46).
بررسی ادبیات مالی آشکار می کند که اختلافات قابل توجهی میان محققان در مورد ماهیت نقدشوندگی، منابع آن، و نتایجش برای سرمایهگذاری وجود دراد. تعاریف در مورد نقدشوندگی تا اندکی متضاد و نامنظم است. اصطلاح نقدشوندگی به صورت گستردهای در ادبیات مالی استفاده شده است، از این جهت درک مفهوم آن مهم است. بنابراین هدف ما در این جا فراهم کردن تعریفی روشن از نقدشوندگی است که می تواند در تجزیه و تحلیلهای مالی به کار گرفته شود ( موراسکی22، 2008، ص9).
در بسیاری از موارد، مخصوصاً در معاملات روزمره23، استدلالهای نظری گسترده در مورد معنی نقدشوندگی واقعا لازم نیست. اکثر سرمایهگذارها به صورت ذاتی می توانند کیفیت بازارها یا انواع داراییها، مانند قابلیت نقدشدن یا غیر قابل نقدشدن را درک کنند و اثرات مربوط به آن را تشخیص دهند. به هر حال نبود یک تعریف رسمی از نقدشوندگی در زمانی که توسعه رویکردهای رسمی، نقدشوندگی را به عنوان یک معیار سرمایهگذاری در نظر میگیرد موجب مشکلات جدی میشود (موراسکی24، 2008، ص10).
وصفهای مختلفی از تعارف نقدشوندگی در کتابها و مقالات مالی و مدیریت مالی وجود دارد. لیو (2006،ص 631) بیان میکند که به طور عام نقدشوندگی توانایی برای تعداد زیاد معامله با سرعت بالا در هزینه پایین و با اثر قیمتی کم توصیف می شود. این توصیف چه بعد را برای نقدشوندگی، یعنی، تعداد معامله، سرعت معامله، هزینه معامله، و اثر قیمتی را مشخص می کند. یودین (2009، ص24) نقدشوندگی را به عنوان سرعت و سهولتی که یک نفر می تواند سهام را در بازار مورد معامله قرار دهد تعریف کرده است. پاستور و استمبیو (2003، ص2) نقدشوندگی را به عنوان یک مفهوم وسیع توصیف میکنند که به طور کلی توانایی برای تعداد زیادی معامله به طور سریع، در هزینه پایین، و بدون تغییر قیمت را نشان میدهد. ریلی و برون25(1997، ص107-106) نقدشوندگی را به عنوان خرید یا فروش یک دارایی با سرعت و در یک قیمت مشخص شرح دادهاند؛ بر طبق نظر بودی و مرتن26(1998، ص35) نقدشوندگی، سرعت و سهولت نسبی است که یک دارایی میتواند به وجه نقد تبدیل شود؛ بر طبق نظر آرنلد27 (2005، ص18) نقدشوندگی، درجهای که یک دارایی میتواند به سرعت و به سهولت بدون از دست دادن ارزش فروخته شود؛ اسچارتز و فرانشونی28 (2004، ص60) دارایی را نقد شونده مینامند که به سهولت قابل تبدیل به وجه نقد باشد؛ و بریلی و همکارانش29 (2006،ص1000) یک دارایی را نقد شونده مینامند، اگر به آسانی و ارزان به وجه نقد تبدیل شود و بگ و همکارانش30 (2003، ص315) بیان میکنند که نقدشوندگی، ارزانی، سرعت، و اطمینانی است که ارزش دارایی میتواند به پول تبدیل شود. همچنین شارپ و الکساندر31(1990، ص804) بیان میکنند که نقدشوندگی عبارت است از توانایی سرمایهگذارن برای تبدیل اوراق بهادار به وجه نقد در یک قیمت مشابه نسبت به معامله قبلی در اوراق بهادار، با فرض این که هیچ اطلاعات جدیدی مهمی از وقتی که معامله قبلی صورت گرفته، وارد نشده باشد. هریس32(2003، ص394) کسی است که نقدشوندگی را به عنوان توانایی برای حجم زیادی از معامله به سرعت، در هزینه پایین، و وقتی که تمایل برای معامله وجود داشته باشد، تعریف کرده است. از طرف دیگر مُیر33 و همکارانش(1998، ص609) نقدشوندگی یا نقدشوندگی شرکت را به عنوان توانایی یک شرکت جهت پرداخت وجه نقد برای تعهداتش در زمانی که این تعهدات سر رسید میشود، تعریف می کنند.
این بررسی کوتاه از دیدگاههای مختلف بیان قبلی که هیچ توافق عمومی در مورد معنای معینی از اصطلاح نقدشوندگی در جامعه مالی وجود ندارد را تقویت میکند. با این حال نظم و ترتیب تقریبی در مفهوم نقدشوندگی وجود دارد. اما به نظر میرسدکه تعاریف موجود درباره نقدشوندگی را میتوان طبقهبندی کرد. هر یک از تعاریف نقدشوندگی را میتوان در یکی از طبقاتی که در زیر بیان می شود جای داد. تعاریف نقدشوندگی را میتوان در سه دیدگاه زیر جای داد:
2-3-1 نقدشوندگی دارایی ها
نقدشوندگی در بعضی از تعاریف به عنوان ویژگی یک دارایی معرفی شده است. در این مورد، نقدشوندگی به عنوان آسانی تبدیل یک دارایی به وجه نقد درک میشود. به عبارت دیگر، یک دارایی که به آسانی فروخته میشود نقدشوندهتر است. در نتیجه، وجه نقد خود به عنوان دارایی که دارای بیشترین درجه نقدشوندگی است فرض میشود و دیگر داراییها را میتوان با اشاره به وجه نقد به عنوان بیشترین یا کمترین شباهت به وجه نقد، طبقه بندی کرد ( موراسکی، 2008، ص16).
بر طبق نظر هیکز34 (1962) و میلر35 (1965)، دارایی غیرنقدشونده36، داریی است که میتواند بدون درنگ و تنها با تنزیل قیمت فروخته شود؛ از طرف دیگر، اگر ارزش عادلانه حفظ شود دوره تسویه طولانیتری را باید پذیرفت. دارایی کاملا نقدشونده میتواند فوراً در ارزش عادلانه فعلی خودش فروخته شود و زیاد شدن مدت فرایند تسویه هیچ تاثیری بر قیمت مشخص شده ندارد. موارد گفته شده را میتوان در شکل (1-2) زیر نشان داد( موراسکی، 2008، ص16).
(نمودار 2-1) نقدشوندگی در دو بعد قیمت و زمان
منطقهX اشاره به داراییهایی دارد که به صورت کاملا نقدشونده هستند و منطقه Y و Z اشاره به داراییهایی دارد که برای نقد شدن باید از قیمت آن تنزیل شود. در این مورد نقدشوندگی داراییها را بر اساس زمان و قیمت بررسی کردیم.
2-3-2 نقدشوندگی بازار
معنی دوم نقدشوندگی اشاره به بازارها دارد. بر این اساس، یک بازار نقدشونده، بازاری است که معامله کردن در آن در هر زمانی ممکن است، مستقل از اندازه معاملات است، و اساساً موجب تغییرات قیمتی ناموجه نمیشود. در این باره، میتوان گفت که بازار اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده، به دلیل این که عمدتاً هر مقداری از اورق میتواند در قیمت جاری جذب شود، بازاری نقدشونده است و اکثرا بعید است که بازار به معاملات بزرگ واکنش نشان دهد ( موراسکی، 2008، ص18).
ادبیات موجود در مورد نقدشونگی بازارهای مالی سازمان یافته معمولا سه جزء اصلی نقدشوندگی بازار را شرح دادهاند. این سه جزء شامل وسعت، عمق، و برگشت پذیری بازار است.
2-3-3 وسعت بازار37
گاربد38(1982، ص420)، وسعت بازار را به عنوان وضعیتی تعریف میکند که سفارشات وجود دارد، به صورت واقعی و به آسانی آشکار میشود، و اوراق بهادار در بالا و پایین قیمت عملاً مورد معامله قرار میگیرند. فرناندز39 (1999، ص10) بیان میکند که وسعت بازار، فاصله قیمتهای میانی بازار تا قیمت معاملاتی که واقعا رخ میهند، است. به هر حال وسعت بازار بیشتر با تفاضلقیمتپیشنهادیخرید و فروش40 مرتبط است. بر اساس دیگر تعاریف عمومی، وسعت بازار به عنوان فاصله بین خریداران و فروشندگان در ارتباط با ارزشگذاری داراییهای مورد معامله در بازار تعریف میشود. فاصله زیاد منجر به تنزیلهای بیشتر در ارزش عادلانهای میشود که فروشندگان برای فروش سریع داراییها، مجبور به پذیرش آن میشوند یا این که فاصله زیاد، موجب پرداخت اضافی در مورد ارزش داراییهای میشود که خریداران برای خرید سریع آن، نیاز به پرداخت آن دارند. به این ترتیب فاصله بیشتر، موجب بازارهایی با قدرت نقدشوندگی کمتر میشود، به این دلیل که توافق بین معاملهکنندگان بدون کوتاه آمدن در برابر از دست دادن ارزش اوراق بهادار، مشکل است ( موراسکی، 2008، ص20).
2-3-4 عمق بازار41
مفهوم عمق بازار بر اساس تعداد مشارکت کنندگان بازار است که برای معامله آمادگی دارند. اکثر محققان، عمق را به عنوان در دسترس بودن پیشنهادهای متقابل، یا به عنوان قیمتهایی که به وسیله بازارسازان اعلام میشود یا به عنوان حداکثر حجم معامله شدهای که بر قیمت اثر ندارد، درک کردهاند. در هر صورت اندازه بازار نقش مهمی دارد. ارائه یک قیمت قابل قبول در بازارهایی که تعداد زیادی معاملهکننده فعال در آن وجود دارد نسبت به بازارهایی که تعداد اندکی معاملهکننده در آن وجود دارد آسانتر است. پس میتوان گفت که هر چه عمق بازار بیشتر باشد نقدشوندگی بازار هم بیشتر است. هر چند که اندازه بازار برای نقدشوندگی بازار مهم است ولی برای نقدشوندگی بازار کافی نیست. نقدشوندگی بازار علاوه بر معاملهگران، نیاز به تنوع معاملهگران نیز دارد ( موراسکی، 2008، ص21).
باید توجه داشت که نتایج حاصل از وسعت و عمق بازار برای سرمایهگذارهای فردی مشابه است. هر دو جنبه اشاره به تنزیل ارزش عادلانه دارد که باید به منظور تحقق یک معامله در مدت زمان معقول، با آن مقابله کرد. با این حال، در حالی که وسعت بازار نشان دهنده هزینههای معامله است، عمق بازار تعیین میکند که چگونه این هزینهها به اندازه معامله بستگی دارد( موراسکی، 2008، ص23).
در کل می توان گفت که اگر سفارشهایی با فاصله کمی از قیمت بالا و پایین سهامی که در حال معامله است وجود داشته باشد و اگر در مجموع، سفارشهای خرید و فروش در حجم قابل توجهای در بازار وجود داشته باشند، بازار دارای وسعت و عمق است. در زمانی که بازار دارای عمق زیاد و وسعت کمی است تفاضل بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش کمتر است و اثر بازار ناچیز است (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص60).
2-3-5 برگشت پذیری بازار42
در این جا یک بُعد پویا از نقدشوندگی معرفی می شود. برگشتپذیری ارشاره به سرعتی دارد که بَعد از یک معامله بزرگ یا هر چیز دیگری که باعث عدم تعادل سفارش می شود سطح قیمتها به حالت قبلی برمیگردد. این موضوع به عنوان برگشت پذیری بازار شناخته میشود. باید توجه داشت که برگشت پذیری بازار اشاره به سرعت واکنش به هر گونه تغییر در قیمت ناموجه دارد و این موضوع تنها به موجب معاملات بزرگ نیست ( موراسکی، 2008، ص24).
اسچوارتز و فرانشینی (2004) بیان میکنند اگر تغییرات موقتی قیمت که به موجب عدم تعادل سفارشها ایجاد میشود به سرعت، سفارشات جدید را برای بازار جذب کند، آن بازار دارای برگشت پذیری است. و وقتی که بازار دارای برگشت پذیری است معاملات کمتر متحمل قیمتهای نامناسب میشوند (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص61).
2-3-6 نقدشوندگی شرکت43
دسته سوم از تعاریف نقدشوندگی اشاره به توانایی شرکتها برای پرداخت تعهدات خود دارد. یک شرکت نقدینه هیچ مشکلی با تسویه حسابهایش در طی زمان ندارد، در حالی که یک شرکت غیرنقدینه، ممکن است با مشکل عدم پرداخت به موقع تعهدات خود روبهرو شود و دارای ریسک عدم توانایی برای پرداخت بدهی باشد ( موراسکی، 2008، ص25).
2-4 ارتباط بین مفاهیم نقدشوندگی
اگر چه تعاریف متفاوت نقدشوندگی به زمینههای مختلف اقتصادی اشاره کرده است، اما آنها غیر مرتبط با همدیگر نیستند. ارتباط بین آنها حتی میتواند به طور حسی تشخیص داده شود. در واقع، بررسی دقیقتر مؤید آن است که این تعاریف به پدیدههای اساسی یکسان اشاره میکنند (موراسکی، 2008، ص25).
با در نظرگرفتن نقدشوندگی دارایی و نقدشوندگی بازار میتوان گفت که داراییهای نقدشونده، معمولاً در یک بازار مورد معامله قرار میگیرند. در بازاری که تعداد زیادی معاملهکننده فعال هستند، آسانتر است که یک دارایی را به سرعت و در قیمت عادلانه فروخت. از طرف دیگر، نقدشوندگی بالای یک دارایی موجب میشود که سرمایهگذارن بیشتر برای معامله، یک بازار نقدشونده را ایجاد کنند. علارغم این شباهت، این دو رویکرد مترادف نیستند. در وهله اول تمرکز نقدشوندگی داراییها بر روی وضعیت سرمایهگذارن فردی است. در حالی که نقدشوندگی بازار اشاره به وضعیت متوسط همه سرمایهگذارن دارد. این بدین معنی است که سرمایهگذارن با دسترسیهای گوناگون به بازار معین، نقدشوندگی داراییها مورد معامله در این بازار را به صورت متفاوتی درک میکنند. همچنین، رحجان زمانهای مختلف منجر به ارزیابی متفاوت از نقدشوندگی میشود. در مقابل، نقدشوندگی بازار به ویژگی هر سرمایهگذار فردی بستگی دارد. علاوه بر این، در حالی که تبدیل به وجه نقد برای نقدشوندگی دارایی مهم است، برای نقدشوندگی بازار، هر دو طرف معامله بازار یعنی فروشندگان و خریدارن، به نقدشوندگی بازار مرتبط میشوند. در نتیجه، وجود بازار نقدشونده، باید نقدشوندگی داراییهایی که در این بازار مورد معامله قرار میگیرد را تضمین کند، اما عکس این قضیه لزوماً صادق نیست. تحت شرایط معین یک دارایی میتواند نقد شونده باشد حتی اگر در یک بازار غیر نقدشونده قرار داشته باشد. علاوه بر این، در حالت افراطی، حتی این موضوع قابل تصور است که نقدشوندگی بازار و نقدشوندگی دارایی در تضاد با یکدیگر باشد: بازار الف ممکن است نسبت به بازار ب نقدشوندهتر باشد، اما بعضی از سرمایهگذارن ممکن است داراییهای معامله شده در بازار الف را نسبت به داراییهای معامله شده در بازار ب به صورت نقدشوندگی کتمر در نظر بگیرند. در مجموع میتوان گفت، نقدشوندگی داراییها نسبت به نقدشوندگی بازارها مفهوم عمومیتری به نظر میرسد (موراسکی، 2008، ص28).
همچنین بین نقدشوندگی بازار یا دارایی و نقدشوندگی شرکت، علارغم تمرکز متفاوت این رویکردها میتوان ارتباطی برقرار کرد. از آن جایی که تنها را ممکن برای پاسخگو بودن به تعهدات مالی، توانایی پرداخت به صورت وجه نقد و در دسترس بودن وجه نقد است، توانایی شرکت برای فروش سریع داراییهایش برای حفظ نقدشوندگی بسیار مهم است. از این رو، اگر یک شرکت بخش بزرگی از داراییهای کلیاش را به شکل داراییهای جاری نگه دارد، می توان آن شرکت را نسبت به دیگر شرکتها نقدشونده در نظر گرفت. به عبارت دیگر، شرکتی که سهام کافی از داراییهای نقدشونده را نگه دارد، میتواند نقدشونده باشد. میزان در دسترس بودن داراییهای نقدشونده مهم است اما تنها عامل تعیین کننده در توانایی شرکت برای پرداختن تعهدات مالی نیست. ساختار بدهیها و منابع اعتباری به شدت مستقل از قابلیت عرضه داراییها در بازار است، اما آنها بر نقدشوندگی شرکت تاثیر میگذارند. با این وجود، در دسترس بودن وجه نقد برای هر دو رویکرد مهم است (موراسکی، 2008، ص28).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید